close
تبلیغات در اینترنت
قتل و کشتار محکوم است {نگاهی به علل و موضع‌گیری‌های جنایت نیوزلند)| یا

قتل و کشتار محکوم است {نگاهی به علل و موضع‌گیری‌های جنایت نیوزلند)| یا

تازه ترین انتشار یافته ها
پیغام مدیر
خوش آمدید| مطالب این یاداشت‌نگار عموماً نوشته ها و برداشت ها و تحلیل‌های نویسنده از موضوعات مختلف و یا نکات قابل تامل همراه با مطالب مهم و بااهمیت می‌باشند|امیداورم که مفید واقع گردند.
قتل و کشتار محکوم است {نگاهی به علل و موضع‌گیری‌های جنایت نیوزلند)

قتل و کشتار محکوم است {نگاهی به علل و موضع‌گیری‌های جنایت نیوزلند)

مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا... (سوره مبارکه مائده آیه 32)

ترجمه: هر کس، انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسانها را کشته؛ و هر کس، انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است.


قتل و کشتار از جانب هر دین و آیین و مسلکی باطل و محکوم است با هر نام و عنوانی که بخواهیم به آن بدهیم، کشتار بیگناهان با هیچ منطق و استدلالی پذیرفتنی نبوده و نیست.

اما حقیقت تبلیغات کنونی جامعه غربی به این سو سوق یافته و گام بر می‎دارد که مسلمانان پیوسته محکوم بوده و هستند
  حتی در حادثه اخیر مسجد نیوزلند، و در این باره افراد به دو دسته تقیسم می‌شوند.

اول: گروهی که دیده و دانسته در راستای اهداف خود تبلیغات و هیاهوی رسانی‌ای علیه اسلام و مسلمین راه انداخته و راه می‌اندازند، و این امر از نان شب برایشان مهمتر گردیده و تمام وجودشان در گروه‌همین است.

و پیوسته مسلمانان را محکوم می‌کنند، اگر مسلمان نمایی عملی زشت و خارج از دایره اسلام انجام دهد تنها وجهه مسلمانی وی را خواهند دید حتی اگر آن نام و عنوان تنها ماسک و صورتکی باشد که از طرف شخص خاطی یا کوبندگان رسانه‌ای بدو داده شده است اما در این میان تنها اسلام محکوم میشود و در وجهه دیگر همچون اتفاق اخیر در نیوزلند و یا قتل و کشتار مسلمانان در سایر کشورها که سالهاست ادامه دارد همچون چین و میانمار و یا حوادث روسیه و آفریقای مرکزی اما بازهم مسلمانان محکومان این حوادث قلمداد می‌‎گردند.

اکنون هم ملت اسلامی در مظلوم ترین حالت خود واقع گردیده اند اما باز هم محکومان این میدان هستند، چرا؟

جواب این سوال و دهها سوال دیگر در این زمینه را میتوان از تاریخ اسلام حاصل نمود و بخصوص از دوران که در غرب با عنوان عصر تاریکی غرب، عصر جهالت، عصر نادانی تلقی میگردد اما در جهان بعنوان عصر تمدن طلایی اسلامی یاد می‌شود عصری که همان غرب مدعی را به اعتراف خودشان حداقل 500 سال جلو انداخت، درباره آن عصر همینقدر بدانیم، که آنان هنوز صابون جای خود، استحمام را نمی‌شناختند در تمدن طلایی ما در جای جای ممالکمان حتی حمام عمومی راه انداخته بودند، آنان علم و دانش را جهالت و تسخیر شیاطین میدانستند اما در ممالک ما هزاران دانشگاه و کتابخانه و ... وجود داشت، دورانی که آنان جویندگان دانش و مطرح کنندگان سوال را به عنوان شیاطین و ساحرین زنده به آتش می‌کشیدند و جوهر وقلم ابزار شیاطین و ساحین قلمداد می‌گردید.

 

گوستاولوبون این باره می‌نویسد:
«بعضیها [ از اروپاییان] عار دارند که اقرار کنند که یک قوم کافر و ملحد [ یعنی مسلمانان] سبب شده اروپای مسیحی از حال توحش و جهالت خارج گردد، و لذا آن را مکتوم نگاه می دارند، ولی این نظریه درجه ای بی اساس و تاسف آور است که به آسانی می توان آن را ردّ نمود... نفوذ اخلاقی همین اعراب زاییده اسلام، آن قوم وحشی اروپا را که سلطنت روم را زیر و زبر نمودند، داخل در طریقت آدمیّت نمود و نیز نفوذ عقلانی آنان دروازه  علوم و فنون و فلسفه را که از آن بکلّی بی خبر بودند را روی آنها باز کرد و تا ششصد سال استاد ما اروپاییان بودند ».

 

منبع: تمدن اسلام و عرب [چاپ چهارم]، ص751 به نقل از انسان و سرنوشت تالیف مرتضی مطهری چاپ سی و هفتم ،تیرماه 1389، انتشارات صدا، تهران، صص 10 و 11.

و یا ویل دورانت در اثر مشهورش {تاریخ تمدن} می‌نویسد: « پیدایش و اضمحلال تمدن اسلامی از حوادث بزرگ تاریخ است . اسلام طی پنج قرن، از سال 81 هجری تا 597 هجری، از لحاظ نیرو و نظم و بسط قلمرو و اخلاق نیک و تکامل سطح زندگانی و قوانین منصفانه انسانی و تساهل دینی [احترام به عقاید و افکار دیگران] و ادبیات و تحقیق علمی و علوم طب و فلسفه پیشاهنگ جهان بود.».

و دورانت در ادامه می گوید:

دنیای اسلام در جهان مسیحیت نفوذهای گوناگونی داشت. اروپا از دیار اسلام غذاها و شربتها و دارو و درمان و اسلحه و نشانهای خانوادگی ، سلیفه و ذوق هنری، ابزار و رسوم صنعت و تجارت، قوانین و رسوم دریانوردی را فرا گرفت و غالباً لغات آن را نیز از مسلمانان اقتباس کرد... علمای عرب [مسلمانان] ریاضیات و طبیعیات و شیمی و هیأت و طب یونانی را حفظ کردند و به کمال رسانیدند و میراث یونان را که بسیار غنی تر شده بود، به اروپا انتقال دادند... فلسوفان عرب[مسلمانان] مولفات ارسطو را برای اروپای مسیحی حفظ و ضمناً تحریف کردند.

ابن سینا و ابن رشد از مشرق بر فلاسفه مدرسی اروپا پرتو افکندند و صلاحیتشان چون یونانیان مورد اعتماد بود... این نفوذ [اسلام] از راه  بازرگانی و جنگهای صلیبی و ترجمه هزاران کتاب از عربی به لاتین و مسافرتهای دانشورانی از قبیل گربرت و مایکل اسکات و ادلارد باثی به اندلس اسلامی انجام گرفت.».

و دورانت همچنین میگوید ::

« تنها در دورانهای طلایی تاریخ، یک جامعه می توانسته است در مدتی کوتاه این همه مردان معروف در زمینه سیاست و تعلیم و ادبیات و لغت و جغرافیا و تاریخ و ریاضیاتو هیأت و شیمی و فلسفه و طبّ و مانند آنها که در چهار قرن اسلام، از هارون الرشید تا ابن رشد بوده اند، به وجود آورد. قسمتی از این فعالیت درخشان از میراث یونان مایه گرفت؛ اما قسمت اعظم آن، بخصوص در سیاست و شعر و هنر، ابتکارات گرانبها بود .»

منبع: تاریخ تمدن تالیف ویل دورانت ج11 صص 317-320، به نقل از انسان و سرنوشت تالیف مرتضی مطهری چاپ سی و هفتم ،تیرماه 1389، انتشارات صدا، تهران، صص 11 و 12.

بیشتر فعالیت‌های گروه اول جهت پوشاندن آن وحشی‌گیر و خفت‌های تاریخی است که در مانیفست گروه حمله کننده به مسجد النور نیوزلند هم به وضوح قابل مشاهده بود. و رسانه‌ها و شخصیت های خاصی که هنوز آن اقتدار را خار در چشمان خود می‌بینند به این مطالب اذعان کرده‌اند اما فراموش کرده‌اند به لطف تمدن طلایی و میراث اندلس اسلامی بود که آنان الان به عنوان انسان با ادعای تمدن همان طور که گوستالوبون گفته بود، شناخته می‌شوند.

و اما گروه دوم:  گروهی مسلمان زاده یا معاند اسلام که تحت تاثیر رسانه‌ها قرار گرفته و با جهالت تام قدم به جلو می‌گذارند، آنان تحت تاثیر عوامل مختلف که حتی توان تحقیق و بررسی آنان و مطلب دریافتی را ندارند واقع گردیده و راه به کجراهه می‌برند، این دسته به دو دلیل دست به تحقیق نمی‌زنند اول آنکه می‌ترسید دانسته‌های آنان دچار تغییر شود و این تفکراتشان که مطابق میل درونیشان است دگرگون و باطل گردد و یا آنکه نمی‌توانند و یا توان مطالعه و بررسی ندارند[که این بهانه است] در هر صورت هر دو دسته مملوء از ترس و هراس نسبت به تفکراتشان هستند.

عمده افراد زیرمجموعه گروه دوم که جاهل به حقایق هستند را می‌توان در صفحات مجازی فارسی زبانان و از ایرانیان خودمان بیابیم، که وضعیت آنان مشخص و مبرهن است، کما اینکه از موضع‌گیریشان درباره حادثه‌ی اخیر روشن می‌گردد.

نگارنده: میثم بارانی
شنبه - ۲۵ اسفند ۱۳۹۷ (۱۳۹۷/۱۲/۲۵)
السبت - ٩ رجب ١٤٤٠
 (۱۴۴۰/۰۷/۰۹)
Saturday - 2019 16 March (2019-03-16)




بخش نظرات این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی