close
تبلیغات در اینترنت
معرفی کتاب غربزدگی| یاداشت‌ها و دلنوشته‌های میثم بارانی

معرفی کتاب غربزدگی| یاداشت‌ها و دلنوشته‌های میثم بارانی

تازه ترین انتشار یافته ها
پیغام مدیر
خوش آمدید| مطالب این یاداشت‌نگار عموماً نوشته ها و برداشت ها و تحلیل‌های نویسنده از موضوعات مختلف و یا نکات قابل تامل همراه با مطالب مهم و بااهمیت می‌باشند|امیداورم که مفید واقع گردند.
معرفی کتاب غربزدگی

معرفی کتاب غربزدگی

غرب زدگی مهمترین و تاثیرگذارترین اثر جلال آل احمد است. نگارش این کتاب در سال ۱۳۴۰ به پایان رسید و در مهرماه سال ۱۳۴۱ انتشار یافت. نسخه کاملتری از کتاب در سال ۱۳۴۲ آماده چاپ بود اما در زیر چاپ توقیف شد.و حکومت وقت کتاب را برنتابید. از آن زمان از کتب ایدئولوژیک انقلابیون گشت و حساسیت ها برای آن بالاتر رفت.
غرب زدگی چه پیش و چه پس از انقلاب نقدها و نظرات متنوع و متکاثری را در برداشت که همین نشان از اهمیت این کتاب جلال و موضوع خاصّ آنست...
اثر بی نظیر جلال با این چکامه از مرل تره ویس به عنوان مقدمه ! آغاز می گردد:
من صبح روزی به دنیا آمدم که خورشید نور نداشت
بیلم را برداشتم و به معدن رفتم و شانزده تن زغال نمره ی ۹ بار زدم
رییس ریزه ام گفت: "ها ماشالله! خوشم آمد".

تو شانزده تن بار میزنی و به جایش آنچه داری
اینکه یک روز پیرتر می شوی
و تا خرخره 
در قرض فرو رفته تر

آهای پطرس مقدس ! دور روح ما خیط بکش !
که ما « روحمان » را به « انبار کمپانی » سپرده ایم . . .

غرب زدگی روایتی است از مسخ شدن یا الینه گشتن انسان شرقی ، در برابر تمدن غرب... به گونه ای این قضیه با فراموشی هویت خودش منجر می شود، و به تعبیر آن شعر زاغ و کبک ، که مفتون زیبایی حرکات و وجنات کبک گشته و خواست از پی تقلید او برود ، ولیکن عاقبت راه رفتن خویش نیز از یاد برد زاغ بیچاره!
زاغ چو دید آن ره و رفتار را / و آن روش و جنبش هموار را
با دلی از دور گرفتار او / رفت به شاگردی رفتار او
باز کشید از روش خویش پای / در پی او کرد به تقلید جای
بر قدم او قدمی می‌کشید / وز قلم او رقمی می‌کشید
در پی‌اش القصه در آن مرغزار / رفت براین قاعده روزی سه چار
عاقبت از خامی خود سوخته / رهروی کبک نیاموخته
کرد فرامش ره و رفتار خویش / ماند غرامت‌زده از کار خویش

(جامی ، اورنگ سوم،تحفة الاحرار )

روبرویی ایرانیان با تمدن غرب حکایت طولانی ای دارد،پس از مواجهه با غرب مدرن برخی ایرانیان می خواستند از کف پا تا نوک سر،غربی شوند ! و چه در پوشش و چه در زبان و گویش ، جلال با تاثیر پذیری ازفخرالدین شادمان ، احمد فردید و خلیل ملکی توانست مفهومی را مطرح کند ، جلال با زبان تلخ و گزنده اش که شاید لازمه ی آن زمانه بود،خطر بیماری ای را هشدار داد ، او می خواست شاید با همین زبان گزنده که به مذاق خیلی ها خوش نمی آید ، جلوی این افراطی گری را بگیرد:
«غرب زدگی می‌گویم همچون وبازدگی. و اگر به مذاق خوشایند نیست، بگوییم همچون سرمازدگی یا گرمازدگی. اما نه، دست کم چیزی است در حدود سِن زدگی . دیده اید که گندم را چگونه می پوساند ؟؟؟ از درون . . . پوسته ی سالم برجاست ،اما فقط پوست است.عین همان پوستی که از پروانه ای بر درختی مانده . . . .
به هر صورت سخن از یک بیماری است،عارضه ای از بیرون آمده و در محیط رشد کرده. مشخصات این درد را بجوییم و علت یا علت هایش را. و اگر دست داد علاجش را.»

و البته جلال حقیقتا بعضی جاها تند رفت و باید هوشیار بود که خود این تقابل با غرب نیز به افراط کشیده نشود،در مجموع از آنجا که این کتاب توانسته است بر روی چند نسل از ایرانیان تاثیر گذار باشد و حرفهایش را بزند،و هنوز که هنوز است ما به معضلاتی که کتاب بدان اشاره می کند گرفتاریم،خواندنش می تواند مفید و سودمند باشد.

فهرست مطالب مطالب کتاب به این شرح است:
طرح یک بیماری
نخستین ریشه های بیماری
سرچشمه اصلی سیل
نخستین گندیدگی ها
جنگ تضادها
راه شکستن طلسم
خری در پوست شیر ، یا شیر علَم
فرهنگ و دانشگاه ها چه می کنند؟
کمی هم از ماشین زدگی
اقتَربَت السّاعة. . .



بخش نظرات این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی