close
تبلیغات در اینترنت
آیا آمریکا آن قدرتی را که ادعا می‌کند، دارد؟ |یاداشت‌های میثم بارانی

آیا آمریکا آن قدرتی را که ادعا می‌کند، دارد؟ |یاداشت‌های میثم بارانی

تازه ترین انتشار یافته ها
پیغام مدیر
خوش آمدید| مطالب این یاداشت‌نگار عموماً نوشته ها و برداشت ها و تحلیل‌های نویسنده از موضوعات مختلف و یا نکات قابل تامل همراه با مطالب مهم و بااهمیت می‌باشند|امیداورم که مفید واقع گردند.
آیا آمریکا آن قدرتی را که ادعا می‌کند، دارد؟

آیا آمریکا آن قدرتی را که ادعا می‌کند، دارد؟

برای پی بردن به پاسخ این سوال اندک جستجویی حتی در تاریخ معاصر جوینده را کفایت می‌نماید و حقایق را برای وی به روشنی هویدا می‌سازد.

با اندک آگاهی‌ای از تاریخ آمریکا پی می‌بریم که چیزی بیش از 300 سال از عمر پایه‌گذاری این کشور بر اجساد میلیون‌ها نفر از ساکنان بومی آن سرزمین نمی‌گذرد ملتی که به طور کامل قلع و قم گردیدند، اما از همان دوران هنگام مواجهه با سرخ‌پوستان بومی آن سرزمین ترسو و بزدلی آنان نمایان گردیده به طوری که همیشه از رویارویی با ساکنان اصلی آن سرزمین در ترس و هراس بودند، و این ترس و هراس در عصر کنونی هم زمانی که کماندوها و تکاروان آمریکایی به اسارت نیروهای ایرانی در آمدند مشاهده گردید بطوری که این ابرقهرمانان خیالی شلوارهای خود را کثیف نمودند.

با گذر از این مقطع از آن زمان تاکنون عمر چندانی از این کشور سپری نگردیده اما با اندک نگاهی به تاریخ آن پی خواهیم برد که چیزی حدود 93 درصد (از سال 1901 تاکنون) در جنگ و تجاوز و قتل و کشتار سپری گردیده است، که به عنوان یک کشور جنایتکار و خونخوار کارنامه قابل تامل و خوبی برجای گذاشته است!!

پیوسته در طول تاریخ خونین این کشور وضعیت این کشور از دو حالت خارج نگردیده یا از شرایط و موقعیت‌ها به نفع خود بهره جسته همچون جنگ جهانی و یا زمان ملی‌شدن صنعت نفت ایران یا مفتضحانه با شکست سخت مواجه شده است همچون در ویتنام و سومالی و عراق و ... . یعنی ایالات متحده تاکنون در هیچ جنگ و دخالتی پیروزی نه قاطع بلکه نسبی هم حاصل ننموده است و عموم پیروزی‌های این کشور بخصوص در عرصه نظامی به صنعت سینما و هالیوود و سوپراستارهای سینمایی آن ختم می‌شوند و از این طریق ضعف‌ها و شکست های خود را با لباس پیروزی می‌پوشاند.

به طور خلاصه آنکه، لیست بلندبالایی از کشورهایی که آمریکا دست به اقداماتی علیه آنها زده است وجود دارد به طور مثال میتوان به کشورهای کوبا، گواتمالا، شیلی، اندونزی، روسیه، یونان، سوریه، آلبانی، تایلند، لائوس، کنگو، ترکیه، دومنیکن، عراق، ویتنام، برزیل، بولیوی، پاناما، غنا، کامبوج، آفریقای جنوبی، اکوادور، آرژانتین، السالوادور، زئیر، جزایر سیسیل، کره جنوبی، بورکینافاسو، اوگاندا، قرقیزستان، هائیتی، کلمبیا، پاکستان، گرجستان، اوکراین، ونزوئلا، ویتنام جنوبی، نیکاراگوئه، افغانستان و مصر را نام برد که صابون جنگ‌های آمریکایی به تنشان خورده است، اما تاکنون حتی در یک مورد از آنها طعم پیروزی را نچشیده است، علت آن چه می‌تواند باشد؟

 

مگر آمریکا قدرت نظامی جهان نیست؟

عموماً هنگامی که از ضعف آمریکا و شکست‌های آن صحبت می‌کنم با این گونه سوالات روبرو می‌شوم که مگر امریکا را ابرقدرت نمی‌دانی؟ و... میگویم: ادعا یک امر است و واقعیت و حقیقت مسئله‌ای دیگر، بدون شک بودجه نظامی ایالات متحده قابل قیاس با کشورهای دیگر بخصوص کشور ما نبوده و نیست و یا شاید نتوان تسلیحات و تجهیزات نظامی آنان را هم کتمان کرد (البته نمی‌توان به طور قطع راجع به تسلیحات دیگر کشورها به سادگی اظهار نظر کرد چه بسا بسیاری کشورها در این زمینه محافظه‌کارانه عمل می‌کنند) لازم است به این مطلب توجه داشته باشیم که اگر یک قناسه در اختیار یک کودک باشد نتایج مطلوب‌تری از بکارگیری آن حاصل می‌آید یا در اختیار یک تک‌تیرانداز؟ پاسخ روشن است، و می‌توان دریافت که صرف تجهیزات برتری نمی‌آورد.

ذکر این مطب هم ضروریست که بیشتر نیروها و تسیلحات نیروهای مداخله گر آمریکایی را در سالهای اخیر نیروهای اجیر شده از شرکت های خصوص که با عنوان " شرکت‌های نظامی خصوصی  (private military company) شناخته می‌شوند همچون شرکت بلک واتر تشکیل می‌دهند که پرداخت هزینه‌های چنین نیروهایی خود بودجه بسیاری را می‌طلب که تامین این بودجه برای ایالات متحده از طریق چپاول دیگر کشورها امکاپذیر گردیده است.

ایالات متحده شاید از نظر تسلیحاتی حرفی برای گفتن داشته باشد اما در جنگ واقعی تنها تسیحات نیست که برتری آور است همانطور که در جنگ جهانی نیروهای ژاپنی بدون تسلیحات جنگ را برای آمریکا چنان سخت و محال نمودند که نیروهای آمریکایی حتی فرصت عقب نشینی حاصل نمی‌نمودند، فقط جهت درک بهتر این مطلب میتوانید اندکی پیرامون نبرد اوکیناوا و یا خلبانان کامیکازی[1] ژاپن مطالعه نمایئد تا به واقعیت امر پی ببرید، خلبانانی که به اسطورهایی از جنس حقیقت مبدل شده‌اند و کامیکازی به یکی از خطرناکترین لغت‌های دایره‌المعارف جنگ مبدل گردید، و خلبانان کامیکازی اسطوره شدند.

و یا در نبرد میان آمریکا و ویتنام که هیچ گاه از حافظه تاریخ پاک نخواهد شد، و این درحالی بود که ویتنام از لحاظ تسلیحات و تجهیزات نه تنها برتری‌ نداشته بلکه در تنگنا قرار داشت، و بسیاری موارد دیگر، پس آنچه که برتری دهنده است نه تسلیحات بلکه روحیه، عزم و اراده، هدف خاص و ... هستند و این اصلی اثبات شده است.

این بدین معنا نیست که انکار ارزش تسلیحات را بنمائیم اما گاهی روحیه‌جنگاوری و هدف بزرگ و ارزشمند بزرگترین محرک و پیشران می‌باشد، به طوری که گاهی برترین و پیشترفته ترین تسلیحات هم جلودار گروهی که این ویژگی ها را دارند نیستند بطوری که در آغاز جنگ افغانستان و حمله آمریکا به آن کشور در سال 2001 آنان در برابر طالبان به خفت رسیدند این مطلب به واقع نمایان گردید بطوری که نیروهای امریکایی با آن همه تجهیزات عاجز ماندند.

و یا نمونه بارز روحیه را می‌توان در جنگ هشت‌ساله جهان با ایران مشاهده نمود که در آن دوره تسلیحات و تجهیزات نبودند که پیروز میدان شدند بلکه هدف بزرگی بود که رزمندگان ما در تلاش تحقق آن بودند.

 

اندیشه ابرقدرتی آمریکا از کجا نشأت می‌گیرد؟

همان طور که بیان کردیم تاکنون حتی یک مورد در ذهن تاریخ از پیروزی آمریکا در جنگی مشاهده نشده است، و این کشور و ملت آنها تنها چهره پیروزی را در داستان‌ها و فیلمهای علمی تخلیلی و هالیوودی خود مشاهده نموده و می‌نمایند، سالیان است که در تمنای یک پیروزی هستند اما تاکنون محقق نشده و از همین روست که این آرزوی خود را در قالب فیلم به جهانیان عرضه می‌مایند تا از این طریق به دو هدف برسند اول آنکه تمنای دورنی خود مبنی در کسب پیروزی را برآورده سازند و دوم آنکه از این طریق جهانیان را فریب داده و ادعای قدرت مطلق خود را بر آنها تسلط داده و غالب نمایند و آنان را بفریبند که متأسفانه در این زمینه موفق هم شده اند از همین روست که تنها پیروزهای آنها را در فیلمهای رمبو و راکی می‌بینید و به وضوح مشاهده میکنید هر در کشور که با شکست خفت‌بار مواجه شده‌اند صنعت هالیوود و سینمای آنان وارد عمل شده و باساخت یک فیلم و ورود یک نظامی سابق یا سرباز به آن کشور در قالب فیلم نه تنها یک دسته یا گروهان بلکه کل ارتش و نظام آن کشور را به چالش و نابودی می‌کشانده است درحالی که در واقعیت کل نیروهای آمریکایی در برابر یک گروهان یا دسته در کشوری که به آن تجاوز نموده اند نتوانسته‌اند کاری از پیش ببرند؛ به طور مثال در جنگ ویتنام کاری که هزاران هزار سرباز آمریکایی با حداکثر تجهیزات و تسلیحات موجود نتوانستند انجام دهند در قالب فیلمهای رمبو با یک سرباز به اتمام رسانیدند و یا در موضع شوروی هم همچنین با وارد کردن کهنه سربازان و ابرسربازانی و ...  همچون راکی به موافقیتی که در میدان واقعی توان دستیابی به آن را نداشتند رسیدند.

خلاصه این گفتار را میتوان در این پاراگراف یافت که: " دهه 80 ميلادي كه اوج جنگ سرد بين دو قطب شرق و غرب و آمريكا و شوروي بود، سيلوستر استالونه ستاره اكشن هاليوود در قالب دو كاراكتر رامبو و راكي دست به عمليات نجات و خرابكارانه زيادي به نفع حاكميت آمريكا زد. اگر آمريكايي ها در عالم واقعيت از دشمنان خود شكست مي خوردند، در عالم سينما اين رامبو و راكي بودند كه شكست را روي پرده سينما جبران كرده و تماشاگران را شاد و خشنود راهي منازل خود مي كردند." [2] و البته نتیجه این نمایش‌ها و فیلمها تنها برگشت شادمان همراه با رضایت تماشاگران انان نبود بلکه نوعی تفکر و نگرش برتربرینی و برتری انگاری در نیروهای آمریکایی بود که به مرور بر شهروندان دیگر کشورها غالب میگردد و نسل به نسل در آنان رسوخ بیشتری می‌یافت.

و البته این قهرمان پنداری امریکا و پیروزی‌ انگاری‌های آنها به همینجا ختم نمی‌شود به طور مثال در فیلم طلوع سرخ (Red Dawn)موضوع ان متفاوت از سایرین است یعنی مقوله آن در چهارچوب حمله کره شمالی به ایالات متحده و تسلط انها بر ان کشور قرار دارد بازهم این غرور و قهرمان سازی آنان نمایان می‌گردد، یعنی آنکه پس از شکست مطلق این کشور دربرابر قوای خارجی یک سرباز امریکا در ژست قهرمانی به همراه برادر خود و چندنفر از دوستانشان درصدد بازپس گیری این کشور بر می‌آیند و جالبتر انکه در این زمینه موفقیت کسب می‌کنند یعنی کشوری همچون امریکا با آن همه ادعا ظرف کمتر از یک شب سقوط می‌کند اما در این میان یک سرباز تنومند منجی مطلق آن می‌گردد! و یا نمونه دیگر آن در فیلم سقوط کاخ سفید (White House Down) با بازهم همان روایت ابرقهرمانی از نجات آمریکا و قلب آن کشور و حساس ترین نقطه آن یعنی کاخ سفید است و یا در فیلم سقوط المپوس (Olympus Has Fallen) که با بازهم از همان نوع داستان‌سرایی اما با آغازی متفاوت است ولی در نهایت همه به یک کجا و یک تلقین ختم می‌شوند و آن هم قدرت نمایی‌، هوش و ذکاوت، قدرت و توانایی، قابلیت اجرایی و موفقیت مطلق تک سرباز آمریکایی، شاید این رخدادها و این نوع تصویرسازی ها از دیدگاه برخی ناچیز و بی اهمیت باشند و مسئله را اثبات نرساند، اما برای رسیدن به حقیقت آنها تنها دنبال نمودن چند نمونه از این شخصیت‌سازی ها و برترنمایی ها حتی بدون آشنایی با علم روانشناسی و ساختارشناسی فیلمها میسر است، یا با مطالعه و بررسی پیرامون چند نمونه از این گونه فیلمها به واقعیت درونی آنها خواهید رسید، قدرت رسانه و تسلط و سلطه‌های بر فکر و ذهنتان را دست‌کم نگیرید.

عموماً در فیلمهای غربی و هالیوود به دلیل نوع داستان احساس نوعی همزادپنداری در اشخاص ایجاد میگردد و بدون شک تاثیر این گونه فیلمها در خاورمیانه بیشتر از سایر مناطق است چون نیروهای آمریکایی در این مناطق به چپاول مشغول هستند و باتوجه به حضور آنان و اقدامات متفاوت حتی با همراهی خائنین در این ممالک و چهره قهرمانی که از نیروهای آمریکایی به نمایش در می‌آید مردم این مناطق تحت تاثیر قرار گرفته و تصوری شکست ناپذیر و ابرقدرت مأب از این نیروهای متجاوز در خود متصور می‌شود، و همین مطلب حتی در کشور ما از بزرگترین معظلات بخصوص در میان قشر جوان می‌باشد، پیشنهاد می‌کنم اگر فرصت مطالعه نتیجه تمامی جنگها و شکست‌های آمریکا را ندارید حداقل درباره عملیات پرل هاربر ژاپن مطالعه‌ای صورت دهید عملیاتی که در روز یکشنبه صورت گرفت و آن یکشنبه از سوی سران آمریکا به یکشنبه سیاه مبدل گردید.

 

 

===یاداشت===

[1]- کامیکازه يا کامی‌کازه روی آورد؛ کامیکازه که یکی از واژگان شینتو است، در لغت به‌معنی «باد الهی» است و به حملات انتحاری‌ای گفته می‌شود که از سوی نیروی هوایی ارتش امپراتوری ژاپن علیه کشتی‌های جنگیِ نیروهای متفقین انجام می‌شد.

[2] - روزنامه جام جم، شماره 5242 به تاريخ 13/8/97، صفحه 11 (فرهنگ ( سينما))

 

نگارنده: میثم بارانی

چهارشنبه - ۴ اردیبهشت ۱۳۹۸ (۱۳۹۸/۰۲/۰۴)
الأربعاء - ١٨ شعبان ١٤٤٠ (۱۴۴۰/۰۸/۱۸)
Wednesday - 2019 24 April (2019-04-24)

بخش نظرات این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی