close
تبلیغات در اینترنت
تعاریف بجا یا بیجا از مسئولین؟ /با چاشنی چند داستان واقعی

تعاریف بجا یا بیجا از مسئولین؟ /با چاشنی چند داستان واقعی

تازه ترین انتشار یافته ها
پیغام مدیر
خوش آمدید| مطالب این یاداشت‌نگار عموماً نوشته ها و برداشت ها و تحلیل‌های نویسنده از موضوعات مختلف و یا نکات قابل تامل همراه با مطالب مهم و بااهمیت می‌باشند|امیداورم که مفید واقع گردند.
تعاریف بجا یا بیجا از مسئولین؟ /با چاشنی چند داستان واقعی

تعاریف بجا یا بیجا از مسئولین؟ /با چاشنی چند داستان واقعی

در نوشته قبل مراحل و نحوه درخواست و یا پیگیری مسائلی که وظیفه شرعی و قانونی مسئولین است را از طرف مردم و یا نمایندگان آنان بیان نمودم که می‌توانید آن را اینجا بخوانید:

http://m-barani.com/post/27

اینک به ادامه موضوع می‌پردازیم:

گفتیم که عموماً پیگیری ها و مراجعات مردم و نمایندگان مردم جهت پیگیری مسائل با کرنش و تعظیم و گفتار ملتمسانه همراه بوده و می‌باشد، و پیوسته هستند افرادی که مقام خدایی به برخی از مسئولین هرچقدر سطح پایین می‌دهند در حالی که آنان مسئول بر مردم و وظیفه آنان پیگیری و مرتفع نمودن مشکلات آنان است.

مسئول و یا شورا و یا شخصی که برای پیگیری مسئله به یکی از ادارات پس از بارها بدقولی اداره مذکور و بدعهدی‌های آنان مراجعه می‌نماید، اما بجای آنکه با حضور در آنجا با جدیت حاضر شده و اعاده حق و حقوق نمایند و پیگیری مسئله‌ باشد ورود و خروجش را با تعظیم و تعاریف بی‌جا و غیرواقعی به پایان می‌برد، اینگونه از مسئول مورد نظر کجا انتظار پیگیری و برطرف نمودن مشکل می‌رود؟

آیا با قربان و صدقه رفتن و فدایت فدایت شوم و یا قربان قربان گویی مشکلات شهر و یا روستا برطرف می‌گردد؟ اگه اینچنین بود الان شهر/روستا نباید با هیچ گونه مشکلی از لحاظ مدیریتی و موارد دیگر مواجه می‌بود! منظور مدینه فاضله‌ای در بهترین و جامع‌ترین حالت نیست بلکه منظور شهر/روستایی با حداقل امکانات اما مناسب و کارآمد است.

بسیاری از مسئولین هستند که بارها و بارها بدعهدی نموده و برخلاف عهدی که بسته و قولی که داده‌اند عمل نموده‌اند اما بازهم هنگام پیگیری مسئله‌ای از وی عاجزانه و ملتمسانه و با کرنش تقاضا می‌نمایند.

اگه کارها اینچنین پیش‌ می‌رفت تاکنون دیگر حداقل و به طور نسبی مشکلات شهر/روستا برطرف می‌گردید
.

اما اینچنین نیست، افراد جامعه ما باید یاد بگیرند که با جدیت مسائل را دنبال نمایند، منظور از جدیت این است که حداقل کرنش‌ها، دست‌بوسی‌ها، تعاریف‌های بیجا، چاپلوسی‌ها و مظلومیت‌ها را کنار بگذارید، با جدیت و صورتی افروخته و گفتاری استوار درخواست‌ها و پیگیری‌های خود را مطرح و مستمر جویایی وضعیت گردید، درصورت امکان این پیگیری‌ها پیوسته حضوری باشد، اما در غیر این صورت حداقل از طریق تلفن مستمر جویایی وضعیت موضوع باشید
.

شاید برخود محترمانه و عاجزانه و یا حتی چاپلوسانه برمبنای فرهنگ غالب بر جامعه ما در بار اول یا حتی تا سوم مناسب و نیاز باشد اما بعد از قولهای دفعه دهم با همان سخنان تکراری و پیگیری‌های بی‌نتیجه بار بیستم، باید متوجه شد که اراده‌ای جهت برطرف کردن مشکل نیست و سخنان آنان صرفاً گفتاری بدون پشتوانه‌ی عملی می‌باشند، و باید به این نتیجه رسید که با جدیت بیشتر پیگیری مسئله بود اما متأسفانه در منطقه ما پس از چندین سال پیگیری هنوز همان کرنش‌های پیگیرکننده و یا همان قولهای بیهوده‌ی قول دهنده؛ و عدم تحقق حتی یک قول همراه است.

اما با گذر از این موارد، که هنوز ما یادنگرفتیم چگونه و به چه طریق و در چه مرحله‌ای پیگیر مسائل باشیم نمونه‌ مثال‌های که نتیجه این عدم جدیت در پیگیری‌هاست را بیان می‌کنم.

در یکی از مناطق کشور، بودجه بهینه‌سازی جاده و مسیر بین‌شهری مصوب و تزریق و توسط اداره موردنظر وصول گردید، از هنگام تصویب این بودجه، شاهد حضور چنددستگاه از ماشین‌آلات آن اداره در مسیرها بودند که در چند نقطه از مسیر که در کناره مسیل و رودخانه‌ قرار داشتند مقداری خاک خالی نمودند، این روند دو روز ادامه داشته و در روز سوم نه خبری از آن ماشین‌آلات بود و نه حتی همان خاک‌ها به صورت مناسب تسطیع گردیدند؛ بعد از پیگیری یکی دونفر دلسوز آن منطقه مشخص شد بودجه چندمیلیونی به آن اداره جهت بهینه سازی جاده مذکور و برطرف نمودن خرابی‌های و نقاط حادثه‌خیز آن تزریق گردیده است و چندین میلیون تومان با همان چندبار خاک که در کنار جاده رها گردیدند به اتمام رسیده بود! اما چون از طرف مسئولین شهرها و روستاهای آن مسیر جاده‌ای پیگیری‌ای صورت نپذیرفت بودجه به اتمام رسید و مشکلات همچنان به قوت خود باقی ماندند و تاکنون مراجعه مقطعی برخی از مسئولین شهرها و روستاهای موجود در آن مسیر با قول‌های رئیس آن اداره جهت برطرف نمودن مشکلات همراه است!! و مدیر بیچاره هنوز بشخصه پیگیر مسئله جاده و دریافت بودجه برای آن است!!!! (عقلانی بیندیشم بودجه‌ای که برای برطرف نمودن مشکلی تخصیص داده شده است آیا بار دیگر برای همان مشکل تعریف میگردد؟ قائدتاً خیر، پس مشکل هم هیچ گاه حداقل تا چندین سال دیگر برطرف نخواهد شد)

در موردی دیگر در یکی از مناطق به دلیل عدم وجود مدرسه‌ای جهت تحصیل دانش‌آموزان آن روستا و یکی دو روستای مجاور قول تخصیص کانکس جهت دایرنمودن کلاس‌ها از طرف ریاست اداره‌ای داده شد، در چند مدت بعد رئیس اداره مذکور به همراه انبوهی از افراد حرکت خود به طرف روستای مذکور و روستائیان بی‌بضاعت را آغاز نمودند! اما نکته جالب آن بود که به نقل روایان قبل از حرکت تماسی با یکی از افراد آن روستا برقرار و بیان نمودند که درحال انتقال کانکس مورد نظر به روستای آنان هستند، و درخواست آماده سازی نهار تا رسیدن آنها را نمودند (درخواست، کباب و گوشت بریان! اما نه مرغ! چون گوشت مرغ دوست نداشتند!) گروه مورد نظر بعد طی مسافت به روستای مذکور رسیدند، اما همه چیز کامل بود بجز یک کسری! کانکسی همراه آنان مشاهده نگردید!! آمدند و خوردند و بردند، اما بعد از گذشت چندین سال هم کانکسی به آن روستا نرسید! و هیچ کس پیگیر مسئله نگردید! آیا کانکس از بودجه دولتی تهیه گردید؟ آیا مدارک خرید آن ثبت گردید؟ آیا مراسم افتتاح آن با کباب و حضور دهها نفر همراه جناب رئیس صورت گرفت؟ (افرادی که برخی آگاهانه حضور داشتند برخی بی‌اطلاع!) آیا اهدای این کانکس به آن روستاها از برگ‌های زرین کارنامه فعالیتی مدیر مذکور بود و در پرونده وی درج گردید؟! اما واقعیت این است که از اصل قضیه که کانکس باشد روئیت نشد و کبابی هم از مردم بیچاره و بی‌بضاعت روستایی گرفته شد! سرونوشت این کانکس هم به مثال هواپیماهای مالزی و اندونزی گردید!

اما در عین حال در یکی از مناطق کشور بودجه پلی مصوب شد کارفرما و مهندسین معرفی گردیدند کار آغاز شد، هنگام ساخت پل تخلفی صورت گرفت مهندس دستور پرکردن ستون‌های اصلی و بتن ها را با خش و خاشاک و سنگ و ... (هرچیزی بجز آنچیزی که باید استفاده میشد) دادند بعد از اندکی کار یکی از کارگران موضوع و نیت مهندس و ... را متوجه شد موضوع را به اطلاع مردم روستاهایی که قرار بود از آن پل بهره ببرند رسانید، مردم همراه نمایندگان خود در محل پروژه حضور پیدا کردند، اجازه ادامه کار داده نشد، بازرسین را مجبور به حضور در محل نمودند بررسی‌ها صورت گرفت و پرده از چندین تخلف مهندسین پروژه و خائنین برداشته شد و با تغییراتی پل به بهترین نحو ممکن احداث و به اتمام رسید و مورد بهره‌برداری قرار گرفت، در طرف مقابل در منطقه ما پلی احداث شد، از ابتدای آغاز کار تخلفات آشکار گردید اما برخوردی صورت نگرفت، بازرسی‌ای انجام نشد، پیگیری بالادستی صورت نگرفت و ... پل با اولین طیغان رودخانه به طور کامل نابود شد، مهندس از منطقه رفت و تاکنون مردم جهت تردد در آن مسیر با مشکل مواجه هستند و کسی هم دنبال موضوع را نگرفت و پولی که متعلق به بیت‌المال و هزینه‌های کشور بود به جیب افراد رفته و با آن به عیش و نوش پرداختند.

و دهها مورد دیگر که میتواند اشاره نمود اما وقتی عبرت‌آموزی و عبرت‌گیرنده‌ای وجود نداشته باشد عبرت و یا تجربه و ... چه ارزش و اهمیتی دارند وقتی مردم به مسائل مربوط به جامعه و شهر خود بی تفاوت باشند دیگر از سایرین چه انتظاری می‌شود داشت؟

وقتی صاحب خانه دلش برای خانه‌اش نمی‌سوزد انتظار دلسوزی از دیگران نامعقول و بیجا است، اگر اندکی توجه وجود داشت شاید چهره شهر ما اکنون جور دیگری بود!

بسیاری گفتارها و وعده‌ها تنها صرفاً حرف هستند و حرف باد هواست!


 

نگارنده: میثم بارانی

پنج شنبه - 19 اردیبهشت ۱۳۹۸ (۱۳۹۸/۰۲/19)
الخمیس
4 رمضان ١٤٤٠ (۱۴۴۰/۰9/04)
Thursday - 2019 09 May (2019-05-09)

بخش نظرات این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی