close
تبلیغات در اینترنت
اختلاف افکنان جاهل، جدال میان مقلدین و غیرمقلدین اهل سنت

اختلاف افکنان جاهل، جدال میان مقلدین و غیرمقلدین اهل سنت

تازه ترین انتشار یافته ها
پیغام مدیر
خوش آمدید| مطالب این یاداشت‌نگار عموماً نوشته ها و برداشت ها و تحلیل‌های نویسنده از موضوعات مختلف و یا نکات قابل تامل همراه با مطالب مهم و بااهمیت می‌باشند|امیداورم که مفید واقع گردند.
اختلاف افکنان جاهل، جدال میان مقلدین و غیرمقلدین اهل سنت (مذهبیون افراطی)

اختلاف افکنان جاهل، جدال میان مقلدین و غیرمقلدین اهل سنت (مذهبیون افراطی)

در این نوشتار به حکم آیه مبارکه «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا»﴿36﴾  اي مؤمنان! از خدا بترسيد و سخن حق و درست بگوييد. گفتاری بدون تعصب یا طرفداری از هیچ تفکری، پیرامون سایت‌های تفرقه‌افکن از دسته‌ها و تفکرات مختلف اهل سنت‌ را بیان می‌کنم، گروه‌هایی که خود را مقلد یا غیرمقلد دانسته و در پشت این اسامی به هویت اسلامی و اساس فرامین اسلامی بزرگترین ضربه‌ها و صدمات را وارد آورده و از این طرق بزرگترین توهین‌ها را به قران، اسلام، علماء و فقها و ... را وارد می‌آورند.

یکی از این سایت‌ها سایتی است که خود را متنصب به تفکر و مسکلک دیوبندیه و اهل‌سنت احناف ندانسته و از پس این نقاب اما به کام دین‌ستیزان به ارزش‌ها و ارکان اسلامی بزرگترین صدمات را وارد آورده و علمای اسلامی را مورد اتهام و انواع تهمت‌ها قرار میدهند در حالی که عمومی‌ترین نصوص قرآن کریم را منکر می‌شوند



امروز به طور اتفاق به سایتی با از مقلدین برخوردم، متأسفانه امروزه اینگونه‌ سایت‌ها که در پوشش اسلام و دین بدور از اخلاق اسلامی در راستای اختلاف‌افکنی و دین‌ستیزی گام برمی‌دارند به کثرت یافت می‌شوند، در سایت مذکور و طبق عادت همیشگی به صورت اجمالی بخش‌ها و دسته‌بندی‌ها و مطالب آن را نگاهی انداختم.

دسته‌بندی‌های قابل تامل و تیترهای جالبی قابل مشاهده بود مسائلی از اختلافات میان سلفیان (اهل حدیث)، غیرمقلدین و مقلدین حنفی و صوفی و ...

از آنجایی که تیترها جالب توجه بودند تصمیم به مطالعه‌ی تعدادی از آنها نمودم، اما موضوع طبق معمول از این قرار بود، تیترهای جالب مطالب سخیف و بی‌مغز!

تلاش در جهت رد شبهات موجود در جامعه روشن نمودن حقایق امری مهم و ضروری و قابل تقدیر و تشکر می‌باشد اما نحوه و روش آن بسیار مهم و دارای اهمیت می‌باشد که متاسفانه طبق عادت جامعه و فهم عمومی افراد که تصور میکنند پاسخ به شبهات و سوالات پیش‌امده درباره تفکر و مسلک و مکتب آنان یعنی کوبیدن و بهتان بستن و تهمت زدن بر سوال کنندگان، از همین رو در همین مسیر گام برمی‌دارند.


چیزی که در این سایت قابل توجه بود و دقیقا بن‌مایه این سایت را تشکیل می‌داد عدم درک مدیران آن از مفهوم اجتهاد و فقه و آشنایی آنان با مفاهیم و اصطلاحات بود، افراد جامعه باید به این بلوغ فکری برسند که همیشه دفاع از تفکرات خویش به معنای توهین به دیگران نیست در این صورت مقابله دوطرفه خواهد بود و همان می‌شود که الله امر فرموده است که به خدایان و بت‌های مشرکین دشنام ندهید تا آنکه معتقدان آنان پروردگار و مقدسات شما را دشنام ندهند، و نکته دیگر هم اینکه مسائل فقهی برداشت مجتهدین و فقها از مسائل و روایت می‌باشد ممکن است روایت از هر نوعی باشد و به نص روایت مسلم خرده گیری در اجتهاد باطل است، و چنین اشخاصی همچون مدیران چنین سایتهایی هنوز نمی‌دانند که اختلاف افکنی نتیجه‌ای ندارد و هرنوع توهین به بزرگان و یا باورهای یک تفکر به تندی از سوی جاهلین و افراطیون جبهه مقابل با پاسخ روبرو خواهد شد و این امری انکار ناپذیر می‌باشد.


در این بین به مواردی در ارتباط با سایت مذکور و سایتهای از این قبیل از هر دو جبهه به همراه فرامین صحیحه اسلامی نقل و بیان میکنم.


1-اختلاف افکنی باطل بوده و منفعتی برای هیچ کس نخواهد داشت.

چند مدتیست که اختلافات میان مذاهب و مسالک شدت گرفته و در این بین اختلافات میان مدعیان سنت هم از قافله عقب نمانده، اهل سنت که خود را پیروان و مجریان سنت رسول الله صلی الله علیه وآله وصحبه وسلم می‌دانند بیش از هر زمان دیگری به مبارزه با هم برخواسته‌اند و این امر ناشی از افزایش افراد جاهل، بی‌سواد، افراطی و متعصب در جبهه‌های متفاوت می‌باشد، با آنکه امروزه دسترسی به منابع و مصادر راحت‌تر از هرزمان دیگر گردیده است اما افراد در جهالت بیشتر به سر برده و در امور مهمی همچون دین که تنبلی قابل پذیرش و موجه نمی‌باشد اما دچار آن گردیده‌اند.


اختلاف در میان اهل سنت در دو جبهه مشخص تر می‌باشد جبهه مقلدین و در طرف مقابل غیر مقلدین، که شمول این دوجبهه از اسامی آنان به خوبی روشن و واضح می‌گردد. بخصوص در میان غیرمقلدین افرادی که با هدف تفاوت با دیگران خود را در این دسته داخل نموده و سعی می‌نمایند در هرجایی اختلافات خود را نشان داده و بر طرف مقابل بتازند و در این میان جاهلین بی‌سواد از مقلدین هم از غافله عقب نمانده و به این کار دامن می‌زنند، و مثال این دو دسته مانند وجود نیروی منافق در دوجبهه است که فاقد سواد و علم کافی در موضوعات بوده اما ادعای برتریشان گوش فلک را کَر می‌نماید.


باآنکه مقلدین خود از نظر مسلک به دسته‌های مختلفی تقسیم می‌گردد اما هرکدام به مقتضای ضروریات خود بر جبهه مقابل می‌تازند اما نکته قابل توجه این می‌باشد که در این گونه مبارزات فرقه‌گرایانه کمتر شاهد شمه‌ای از دانش دینی و مطالبی علمی بوده و هستیم و این قائده حتی شامل کتبی که در رد همدیگر می‌نویسند هم می‌باشد، با نگاهی به کتب دو دسته پی‌خواهید برد که عموماً زمان مطالعه شما با جملات بی‌فایده، از حمله و اتهام و تهمت و بهتان چهره متفکرین و شخصیت‌های آن تفکر و مسلک تا تکفیر و تخریب چهره آن تفکر و مسلک سپری می‌گردد.

 

2-توهین به اعتقادات و یا بزرگان تفکر دیگر خلاف قرآن کریم[1] و باطل است

قرآن کریم به نص صریح درباره کفار و بت‌پرستان در آیه 108 سوره مبارکه انعام عنوان داشته است: «وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ ....﴿108﴾  و كسانى را كه به‏جاى الله مى‏پرستند دشنام مدهيد [زيرا كه آنان نيز] از روى ستم ناآگاهانه خداوند را دشنام مى‏دهند...

و یا در سوره مبارکه نساء آیه 148 به صراحت  « لاَّ يُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظُلِمَ وَكَانَ اللّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا». الله بانگ برداشتن به بدزبانى را جز از [جانب‏] كسى كه ستم ديده باشد، دوست ندارد. و الله شنواى داناست.

امروزه حقیقت این آیات و نصوص مبارکه به وضوح نمایان است هردسته بر دسته دیگر تاخته و آنان را به بدترین وجود و غیرشرعی ترین نوع ممکن مورد حمله قرار می‌دهد و اینچنین است که گروه مقابل هم درصدد مقابله به مثل به مصداق آیه مبارکه برآمده و آنان نیز واکنش مشابه نشان داده و ارزشهای اسلامی و انسانی را کنار گذارده و هردو از حقیقت اسلام دور میگردند و به فرعیات چنگ می‌زنند.


اکنون در میان فرق اسلامی بخصوص گروهی که هدف نگارش این نوشتار است رایج گردیده و آنان از هر دو گروه به مخالفت صریح با قرآن برخواسته و در موضوعاتی که اهمیت چندانی ندارند به گفتگوهای ناصواب باهم پرداخته و هرکدام به نوعی حتی مواردی از دین را انکار یا مورد طعنه قرار میدهند و برهمدیگر انواع تهمت‌ها، بهتان‌ها، توهین‌ها و افترائات را وارد می‌آوردن برخلاف آنچه که الله متعال در قران کریم در این باره عنوان کرده است انجام می‌دهند آنجا که در سوره حجرات می‎فرماید: «يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن يَكُونُوا خَيْرًا مِّنْهُمْ ... وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَن لَّمْ يَتُبْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ»﴿11﴾.
اي کساني که ايمان آورده ايد! گروهي از شما گروهي ديگري را مسخره نکنند چه بسا که آنان از اينان بهتر باشند .... و هم ديگر را مورد عيب جويي قرار ندهيد. و يک ديگر را با لقب هاي زشت مخوانيد. چه بد است فسق بعد از ايمان! و کساني که توبه نکنند ايشان ستمگرند.


اما امروزه به گستردگی رواج گردیده مسلمانان و مدعیان اسلام این آیات و دهها آیه دیگر را مدنظر قرار نداده و از آنان چشم‌پوشی نموده و عکس آن عمل می‌نمایند تنها از آن جهت که حرف خود را به کرسی نشانده یا برتری خویش را بر دیگری نشان دهند درحالی که این آیه مبارکه به صراحت خط بطلانی است بر اینگونه تفکرات و ادعاها.

 

3-خرده گیری به مسائل فقهی و اجتهادی باطل است.

در منابع اهل سنت و اهل تشیع روایتی وجود دارد مبنی بر اینکه پيامبر صلي الله عليه وآله وصحبه وسلم فرمودند: «إِذَا حَكَمَ الْحَاكِمُ فَاجْتَهَدَ ثُمَّ أَصَابَ فَلَهُ أَجْرَانِ، وَإِذَا حَكَمَ فَاجْتَهَدَ ثُمَّ أَخْطَأَ فَلَهُ أَجْرٌ».[2] يعني: «اگر حاکم، اجتهاد کند و حکمي را صادر نمايد كه درست باشد، دو پاداش به او مي رسد. و اگر اجتهاد کند و حکمي را صادر نمايد ولي در آن، دچار اشتباه شود، يک پاداش به او مي رسد». و چون در اینجا گفتار پیرامون اهل سنت است به منابع آنها می‌پردازیم.

از این روایت برداشت اجتهاد میگردد، و حکم آن جاری است و متن روایت به روشنی حکم اجتهاد صحیح و اشتباه را بیان نموده است و جای صحبتی پیرامون این روایت باقی نمی‌نماید از لحاظ سند و اعتبار آن، بدان دلیل که این روایت در نزد اهل سنت متفق‌ بوده و در صحیحین بیان گردیده است.


متاسفانه مدتیست که خرده‌گیری به مسائل فقهی رواج یافته و هرآنکس که از الفبای علوم شرعی و دین و اجتهاد هم کوچک‌ترین اطلاعی ندارد به خود اجازه دخالت در مسائل فقهی را داده و می‌دهد و این حق را برای خود قائل شده است که به فقها و احکامات دیگر فرق و مذاهب بتازد درحالی که اگر این اشخاص بی‌اطلاع از علم دین اندک مطالعه‌ای در باب دین و مسائل فقهی داشته باشند پی خواهند برد که خرده‌گیری به مسائل و اجتهادات دیگر فقها کاری ناصواب، باطل، خلاف شریعت و بدور از مبانی اسلامیست، اما چنین افرادی که حتی به این میزان هم از مسائل دینی بی‌اطلاع هستند به خود اجازه تاخت و تاز بر سایر علما و فقهای گذشته را می‌دهند، فقهایی که بسیاری از آنان اکنون حاضر نبوده و نیستند تا یارای دفاع از خود را هم داشته باشند، و اینجاست که این روایت در ذهن تداعی می‌گردد که حضرت أبو هريره رضي الله عنه روايت مى‏‏كند كه رسول الله صلي الله عليه وآله وصحبه وسلم فرمودند: «أَتَدْرُونَ مَا الْغِيبَةُ قَالُوا اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ قَالَ ذِكْرُكَ أَخَاكَ بِمَا يَكْرَهُ قِيلَ أَفَرَأَيْتَ إِنْ كَانَ فِي أَخِي مَا أَقُولُ قَالَ إِنْ كَانَ فِيهِ مَا تَقُولُ فَقَدْ اغْتَبْتَهُ وَإِنْ لَمْ يَكُنْ فِيهِ فَقَدْ بَهَتَّهُ»[3]

يعني : آيا مى‏‏دانيد غيبت و پشت سر ديگران حرف زدن چيست؟ گفتند: الله و رسولش داناترند. فرمود: ياد كردن برادرت به آنچه كه او دوست ندارد غيبت است. گفته شد: اگر آنچه در باره برادرم مى‏‏گويم در او باشد هم غيبت است؟ فرمود: ياد كردن برادرت به آنچه كه در او هست، غيبت است، و اگر به آنچه كه در او نيست او را ياد كني به او بهتان زده‌اي.

و یا در روایتی دیگر رسول الله صلی‌الله علیه وآله وصحبه وسلم فرموده‌اند: «...لَا تَغْتَابُوا الْمُسْلِمِينَ وَلَا تَتَّبِعُوا عَوْرَاتِهِمْ...» غيبت مسلمان‌ها را نكنيد و به دنبال عيوب آنها نباشيد»


اما متاسفانه این امراض مهلک در میان مسلمانان کثرت یافته در حالی که الله متعال به صراحت در سوره مبارکه حجرات فرموده است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ»﴿12﴾  اي مؤمنان از بسياري گمان ها پرهيز كنيد (چرا كه) بعضي از گمان ها گناه هستند و(در امور يكديگر) جاسوسي نكنيد و غيبت يكديگر را نكنيد آيا فردي از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده اش را بخورد كه قطعاً آن را نمي پسنديد، و از الله بترسيد، بيگمان الله توبه پذير و مهربان است.


در سایتی که هدف این متون است، مطالب حول برخی از علمای گذشته بیان و نقدهایی را بر آنان وارد آورده و به سخیف‌ترین نحو ممکن درصدد دفاع از افکار و تفکرات خود برآمده‌اند در حالی که آن علما اجتهاد نموده‌اند و بر اجتهاد خود دلایل داشته‌ و دارند، دریافت‌ها ممکن از روایات مختلف و یا از روایات خاصی در نزد هر فقیه صورت پذیرد به نظر بنده حقیر خرده‌گیری در مسائل فقهی جاهلانه‌ترین سبک ارائه برهان علیه منتقدین بوده و است، و کسانی که به چنین اموری دست می‌زنند فاقد برهان در اثبات باور و دیدگاه خود بوده و هستند و از سر ناچاری و جهالت دست به چنین اقداماتی می‌زنند.


و جالب امر آنجاست که چنین اشخاصی حتی خود سواد فقهی نداشته و از مبانی اجتهاد هم بی‌خبر و بی‌بهره هستند اما با کمال بی‌شرمی به خود اجازه اظهار نظر نابجا در این امور را می‌دهند، درصورتی که لزوم نقد یا بررسی مسائل آگاهی فقه مقارن و کامل به طرف دیگر و توان بررسی مبانی دیگران است که این اشخاص از اینگونه توانایی و جراتی بی‌بهره بوده و هستند.

مسلمان آگاه می‌داند شریعت اسلام اجازه استنباط و اجتهاد در امور را صادر و این حق را برای اهل علم و راسخون در علم باقی گذارده است و کسی را صلاحیت باطل نمودن این حق نیست، اما امروزه اشخاص بی‌سوادی با جهالت کامل و تعصب کور به خود اجازه زیرپا گذاردن این حقوق را داده و آن را اهرمی برای اثبات خود قرار داده اند و از این طریق تیشه بر ریشه اسلام می‌کوبند.


4-هر مکتب و دین و آیین و مذهبی خود را برتر و احکام خویش را صحیح تر می داند

 این دیدگاه برتربینی و حق به جانب بودن در پیروان همه تفکرات و اندیشه‌ها موجود بوده و است و شاید بتوان گفت که دو دسته از گروه اهل سنت یعنی مقلدین و غیرمقلدین بیش از دیگران در دام چنین غرورها و تکبراتی گیر افتاده اند اما در حقیقت حساب این دسته‌ها سخت‌تر و دشوارتر خواهد بود و چه بسا که مرتکب گناهان بزرگتری گردیده اند آنهم از آن جهت که نصوص اسلامی و آیات قرآن را انکار نموده و با بی‌اهمیتی از آنها گذر نموده اند و از جهت دیگر در موارد مختلف جهت اثبات این تکبر و غرور خود برخلاف مبنای اسلامی عمل نموده و ارزشها و فرامین صریح اسلامی و آیات مبارکه را زیرپا گذاشته‌اند، نص صریح قران کریم در سوره انعام که میفرماید: «...كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿108﴾ » ...اين گونه براى هر امتى كردارشان را آراستيم آنگاه بازگشت آنان به سوى پروردگارشان خواهد بود و ايشان را از آنچه انجام مى‏دادند آگاه خواهد ساخت.


چنگ زدن به امور باطل و بی‌توجهی به چنین آیاتی نشان از ناآگاهی و جهالت و در مقام بالاتر انکار ارزشهای اسلامی و آیات صریحی قرآنی را از جانب این مدعیات می‌رساند؛ عقل حکم می‌کنند که جهت راهیابی صحیح نظرات و دیدگاه‌ها بررسی گردند نه آنکه بردیدگاه خود مطلقا پافشاری نموده و آن را همچون آیات مبارکه و انزل منه‌الله تلقی نماییم درحالی که حکمی اجتهادی همچون احکام سایر علماست و از قابلیت بررسی، نقد، اشکال، و در دوره‌ای حتی ابطال برخوردار است. و به نص آیه فوق پیروان هر تفکری به تنهایی خود را برتر کامل مطلق می‌دانند اما اگر تمنای ورود به میدان گفتگو و مباحثه را داریم و در صدد اثبات خود هستند باید نظرات و دیدگاه‌های دیگرا را نیز بدون تعصب بررسی و تحقیق نمایند، نه‌انکه جاهلانه برعلیه آنها از رو شمشیر ببندند.

و در ادامه اگر این مدعیان اسلامی اندکی به این آیات توجه نموده و در این آیات و دهها آیه مشابه دقت می‌نمودند پی‌میبردند که این آیه مبارکه به طور کامل جلو‌تام جامعه کنونیست و باید در افکار، اخلاق، گفتار، رفتار و ... خود دقت نمود چون اگه متعقدین به هرکدام از آن باورها چنین دیدگاهی را به تفکر، مکتب، مسلک، آیین یا مذهب و فرقه خود نداشتند تابع آن نمی‌گردیده و یا آن را رها می‌نمودند و یا حداقل به طرفداری و یا دفاع از آن نمی‌پرداختند.

 

5-شکل صحیح گفتمان و مناظره در پرتوی قرآن و اسلام

دین مبین اسلام از آنجایی که پاسخ تمامی امور مربوط به جامعه بشری و نیازهای انسانی را ارائه نموده، دو موضوع مهم و وابسته به هم را نیز از قلم نینداخته و دستورالعمل جامع انها را بیان داشته است یکی از آن موضوعات کسب علم و دانش و آگاهیست و دیگری نحوه و روش صحیح اظهار عقیده و گفتگو.

همانطور که بیان شد مدعیان کنونی اسلام در بسیاری موارد آیات و روایات و فرامین صریحه اسلامی را مدنظر نگرفته و برخلاف آنها عمل نموده‌اند در حالی که بر طبل تبیعت و طرفداری از دین می‌کوبند، و در این میان آیات دیگری هم وجود دارد که چنین اشخاصی یا از وجود آنها بی‌اطلاع بود و یا هدفی جز کتمان آنها نداشته و ندارند و قصد فریب افکار عمومی و مراجعه‌کنندگان خود را داشته و دارند.


دین مبین اسلام گفتگو و مباحثه را نه تنها انکار ننموده بلکه در اساسی‌ترین دستورالعمل خود یعنی قران کریم به  صراحت از آن ذکر به عمل اورده و نحوه آن را بیان نموده است آنجا كه در سوره مبارکه نحل می‎فرماید:

« ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ»﴿125﴾  (مردم را) با حکمت و اندرز نيکو و زيبا به راه پروردگارت فراخوان و با ايشان به شيوه ي نيکوتر و بهتر گفتگو کن. بي گمان پروردگارت به حال کسي که از راه او گمراه و منحرف مي شود آگاهتر، و او به راه يافتگان داناتر است.

الله متعال نه تنها؛ نیکوترین و تنها روش دعوت اسلامی را به صراحت بیان نموده و اجازه آن را صادر نموده بکله سبک و شیوه گفتگو را نیز به مسلمانان یادآور شده است، و این سبک از گفتگو مختص گروه یا دسته‌خاصی نبوده و نیست، میتواند در میان مسلمانان یا باکفار و حتی مرتدین آنطور که از نص آیه مبارکه قابل برداشت است صورت پذیرد.

و در دیگرموارد االله متعال کلام را کامل و حجت را به نیکوترین وجه به اتمام رسانیده است آنجا که در سوره مباركه زمر می‎فرماید: « فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» ﴿17-18﴾ پس آن بندگانم را مژده باد، کساني که سخن ها را مي شنوند آنگاه از بهترينش پيروي مي کنند، اينانند کساني که الله هدايتشان کرده و ايشانند خردمندان. اما در جای دیگر از قرآن کریم يعني سوره مباركه اسراء میفرماید: «وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُوْلَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْ‍ئُولًا ﴿36﴾ و از پي چيزي مرو که به آن آگاهي نداري، بي گمان گوش و چشم و دل هر يک مورد سوال واقع خواهند شد.


و این دو آیه به صراحت درباره افرادی که جاهلانه و بدون آگاهی و بررسی و تحقیق بر تفکرات اسلامی و سایر فقها می‌تازند اظهار دیدگاه نموده است، و بدون شک حکمی که در قران کریم صادر گردیده فرضیت داشته و التزام اجرایی بدون تبصره، بند یا شروط را داراست، اما این مدعیان اسلام از مقلدین یا غیرمقلدین که به خود اجازه تاختن بر فقها و سایر علما و تفکرات سایر فرق و گروه‌های اسلامی را بدون آگاهی و اطلاع می‌دهند آیا تابع حقیقی اسلام هستند یا مطابق هوای نفس خویش عمل نموده و آنچه را که باب میلشان باشد اقدام و عملی می‌نمایند؟


آیا اداره کنندگان سایت‌هایی همچون سایت مقلدین احناف دیوبندیه (راه حقیقت) که دفاعیه‌های به ضعیف‌ترین وجه ممکن منتشر می‌نمایند و به خود اجازه تاخت و تازهای بی‌دلیل و منطق را می‌دهند، برمبنای این آیات عمل نموده و عامل بر آنها هستند؟ یا صرفاً تعصب نسبت به تفکر و دیدگاه خودشان سبب گردیده که از راه حق (قرآن کریم) خارج گردیده و مطابق امیال خویش عمل نمایند؟ تا انجایی که مقتضایشان است حتی اسلام را منکر نمایند، البته اینچنین رفتارهایی مختص به این سایت یا این گروه نبوده بلکه در حال حاضر هزاران سایت و انجمن و گروه‌های مجازی از مقلدین و غیرمقلدین با این سبک رفتاری فعال بوده و اقدام به ضربه زدن به اسلام می‌نمایند.


با باوصف این گونه آیات و مصدایق دیگر در نص قرآن و متن روایات چطور کسانی دم از اسلام می‌زنند و عَلَم دفاع و طرفداری از اسلام را افراشته می‌نمایند در حالی که به ابتدایی ترین ویژگی ها و موارد از فرامین اسلامی آگاهی و اطلاع نداشته و یا به خود اجازه انکار و کتمان آنها را می‌دهند، الله تعالی برحذر داشته از پیروی و تبعیت و یا سخن‌راندن پیرامون چیزی که بدان اطلاعی نداریم و در همین حال امر التزام نموده است به شنیدن دلایل و براهین و گفتار دیگران از مخالفین و یا موافقین و ...، و فرض نموده است بر مسلمانان تبعیت از احسن الاقوال و بهترین سخنان را و در کنار همه این موارد مباحثه و گفتگو احسن و نیکو را مجاز شمرده است، اما اینکه چرا اکنون بسیاری این حقایق را کتمان نموده و ندای مخالف سر می‌دهند؟ چرا و به چه دلیل کسانی که خود را پیروان واقعی و مدعیان اصلی و حقیقی آخرین دین می‌دانند اما ابتدایی ترین و صریح‌ترین فرآمین آن را ندانسته و یا کتمان میکنند؟ چه دلیل و برهانی بر این رفتارشان دارند برای من نامعلوم است، تاکنون چند نفر از مبلغین مقلدین و غیرمقلدین را مشاهده نموده‌اید که تابع و پیرو این فرامین باشند؟


این امر صراحت دارد که آن دسته‌ای که خود را مسمی به سلفیت و اهل حدیث می‌دانند باید پایبند به علما و اسلام سه قرن اول از مسلمانان نخستین باشند نه انکه بر انان خرده گرفته و خود را اعظم از آنان دانسته و یا بر انان بتازند و اگر هم در مقوله‌ای اجتهادی خطایی صورت گرفته است باید علمی و برهانی به آن پرداخته و بررسی یا تصحیح گردد نه آنکه بر آنها تاخته تا جایی پیش روند که به خود اجازه و جرات وارد نمودن هرگونه توهین و جسارت به ساحت آن بزرگواران را بدهند.

و در طرف مقابل آن دسته‌ای که خود را مکلف به تبعیت (تقليد) از امامان بزرگوار اهل سنت از چهار فقه یا سایر فقها می‌دانند، و تصور می‌نمایند با توهین و بهتان و یا زیرسوال بردن فتاوای طرف مقابل برای خود ارزش و احترام کسب می‌نمایند بهتر است به اصل اسلام مراجعه نموده از غرور و تکبر و نخوت خارج گردند و فرامین اساسی اسلامی را ببینید، باید دست از شخصیت پرستی‌برداشته و بدانند که پس از انبیاء شخص معصومی وجود نداشته و ندارد و کسی را مبرا از اشتباه تلقی ننماید، باید بدانند که با توهین و افترا و یا مطالب سخیف و پراکنده در نقد یک فتوا نمی‌توانند راستی خود را اثبات یا ارزشی برای خود خریداری نمایند،

عصر کنونی عصر افترا و توهین نیست این افراد باید به این درک و بلوغ عقلی و فکری برسند که در عصر کنونی هرنوع کجی و یا انحراف و یا ارائه مطالبی خاص در نقد و یا علیه هر کدام از فرق و تفکرات اسلامی فارغ از صحیح یا غلط بودن آن ادعاها توسط مخالفین دین و دین‌ستیزان که همچون لاشخور در همه جا منتظر طمعه هستند بلعید و به اهرم و ابزاری علیه اسلام مبدل می گردند اما متاسفانه تاکنون هیچ کدام از طرفین نه فهم تبعیت از فرامین اسلام و نه ارزش احترام متقابل را درک ننموده و شناختی به دشمن واقعی و فهمی نسبت به حقیقت جامعه کنونی کسب نکرده‌اند، این افراد بخاطر داشته باشند هرگونه ضربه به اسلام از جانب مطالب سخیف یا طعنه و اتهامات و افترائات آنان به اسلام دامن‌گیر و گریبانگیر آنان خواهد شد.

و در پایان این گفتار ذکر این مطلب را همچون همیشه ضروری می‌دانم که در همه موارد و نقلیات بخصوص نقل مطالب مذهبی و اسلامی و بویژه در نقل روایات باید متن اصلی روایت (متن عربی) ذکر گردد و مشخصات منبع باید به طور دقیق و صحیح بیان گردند، بطور مثال در چنین موارد تنها ذکر منبع به صورت (سنن ترمذی 2354) ارزش و اعتباری نداشته نه تنها کمکی به محقق و یا خواننده نمی‌نماید بلکه ارزش و اعبتار مصدر و نویسنده و سایت منتشر کننده مطلب را هم پایین می‌آورد، و این امری است که متاسفانه بخصوص در سایتهای مقلدین بسیاری به چشم می‌خورد و رعایت نمی‌گردد و سایتی که این مطالب به مناسبت مشاهده آن نگارش یافته، نمونه بارز این ادعا است.


و بخاطر داشته باشید: بیان علمی و مقارنه مسائل باارزش تر از حمله و زیرسوال بردن طرف مقابل با مطالب سخیف، تهمت و افتراء و بهتان و توهین و ... است.
و بدانید نویسنده چنین سایتهایی از مقلدین یا غیرمقلدین که به تخریب چهره دیگران مشغول و در صدد اختلاف افکنی هستند هدفشان حمله شدید به طرف مقابل و آنهم از طریق منابع خود نه مصادر طرف مقابل و کلام علمای انان و بررسی مطالب و روایات می‌باشد و در صدد دریافت حقیقت نبوده و نیستند، و این اقدام عملی غیرمنطقی و باطل و بدور از اخلاق اسلامی و فرامین قرآنیست، و سایت راه حقیقت نمونه بارز این نوع تفکرات باطل است.


ای مسلمین بدانید که اکنون عصر تفرقه و اختلاف‌افکنی نیست، اکنون در عصری قرار داریم که با اندک نگاهی می‌تواند پی برد که دشمنی مشترک در کمین همه ماست دشمنی که هدفش تنها اسلام و دین است خارج از هر تفکر و مکتب و مسلک و مذهبی، اکنون دوره اتحاد است نه فصل و اختلاف، اختلافات را کنار گذارد و متحد شوید تا عزت سابق باز گردید، در میان هم برادر باشید و فرامین اسلام و قران را ارج نهید تا کامیاب گردید.

و در نهایت الله متعال چه زیبا فرموده است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا ﴿36﴾  يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا»﴿36﴾  اي کسانی که ایمان‌ آورده‌اید! از الله بترسيد و سخن حق و درست بگوييد. در نتيجه الله اعمالتان را بايسته مي کند و گناهانتان را مي آمرزد و هرکس از الله و پيامبرش فرمان برداري کند به راستي که به پيروزي و کاميابي بزرگي دست يافته است.

 .

 

نگارنده: میثم بارانی

جمعه – 17 خرداد ۱۳۹۸ (۱۳۹۸/۰۳/17)

الجمعه - 3 شوال ١٤٤٠ (۱۴۴۰/۱۰/03)

Friday - 2019 07 June (2019-06-07)

 

پی‌نوشتها:

[1]-قرآن کریم – در موارد بسیاری از آیات سوره‌های مختلف که در متن موجود است بهره گرفته شده است.

[2]-مختصر صحیح بخاری، محمد بن اسماعیل ابوعبدالله البخاری الجعفی، نشر دار ابن کثیر، الیمامه-بیروت، چاپ دوم (سال 1407/1987)، تحقیق، دکتر مصطفی دیب البغا، ج 6 ص 2676 ح 6919 باب (21) بیان اجر الحاکم اذا اجتهد فاصاب او اخطا

صحیح مسلم، ابوالحسین مسلم بن الحجاج بن مسلم القشیری النیشابوری، نشر دار الجیل و دار الافاق الجدیده، بیروت. ج 5 ص 131 ح 4584 باب (6) بیان اجر الحاکم اذا اجتهد فاصاب او اخطا

[3]- صحیح مسلم، ابوالحسین مسلم بن الحجاج بن مسلم القشیری النیشابوری، نشر دار الجیل و دار الافاق الجدیده، بیروت. ج 8 ص 21 ح 6758

[4]-سنن ابی داود، ابوداود  سلیمان به الاشعث السجستانی، دار الکتاب العربی، بیروت، ج 4 ص 421 ح 4882

بخش نظرات این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی