close
تبلیغات در اینترنت
چرا می‌نویسم؟+ تصویر | یاداشت‌ها ودلنوشته های میثم بارانی

چرا می‌نویسم؟+ تصویر | یاداشت‌ها ودلنوشته های میثم بارانی

تازه ترین انتشار یافته ها
پیغام مدیر
خوش آمدید| مطالب این یاداشت‌نگار عموماً نوشته ها و برداشت ها و تحلیل‌های نویسنده از موضوعات مختلف و یا نکات قابل تامل همراه با مطالب مهم و بااهمیت می‌باشند|امیداورم که مفید واقع گردند.
چرا می‌نویسم؟+ تصویر

چرا می‌نویسم؟+ تصویر

سوالی که بسیار با آن موردخطاب قرار میگرم، برخی به نوشتنم خورده میگیرند و برخی آن را ابزاری علیه من قرار میدهند هستند نزدیکترین کسان که بر نگارشم طعنه وارد میکنند نه آنکه نقد نمایند خیر بلکه تنها به آن دلیل که علاقه ندارند چیزی بنویسم

این گفتار شرحیست بر علیت نگارش مطالبم.

چرا می‌نویسی؟
چون مجبورم.

ممکنه جملۀ نیچه را تکرار نکنی و فکر کنی و خودت جواب بدی؟
می‌نویسم تا تصویری تازه از جهان به وجود بیارم.

ممکنه حرف نزار قبانی رو تکرار نکنی و خودت جواب بدی؟
می‌نویسم تا جهان بهتری به وجود بیارم. حداقل برای خودم.

میشه کلی‌گویی نکنی!
می‌نویسم تا جهان رو به فکر وادار کنم.

ممکنه حرف ژان پل سارتر رو تکرار نکنی؟
می‌نویسم چون این تنها کاریه که حس می‌کنم براش آفریده شدم. می‌خوام با نوشتن خودم رو بیان کنم. می‌خوام خودم را فرافکنی کنم به آینده. می‌خوام تسلیم موقعیت عام و روزمرگی نشم و در موقعیت یگانه نفس بکشم.

ممکنه حرف‌های هایدگر رو تکرار نکنی؟
می‌نویسم تا در برابر ابتذال و پوچی قیام کنم.

 میشه حرف‌های آلبرکامو رو تکرار نکنی؟
 می‌نویسم تا باشم، تا زنده بودنم نشانه داشته باشه، شکوفه داشته باشه.

نه، بازم نه، داری از دکارت کمک می‌گیری!
می‌نویسم چون حس می‌کنم پنجره‌ای هستم با منظره‌هایی که من فقط می‌بینم. یک نگاه خاص، تصاویر خاص. آدمی که من می‌سازم.

اینا رو فروغ هم گفته بود.
می‌نویسم شاید سال‌ها بعد، کسی کتابم رو برداشت و تأثیری روش داشت، اونطوری من هم دوباره زنده می‌شم. من می‌تونم به تعداد قلب‌هایی که من رو می‌خونند و دوست دارند زندگی دوباره داشته باشم. من می‌نویسم تا وجود فانی رو ببرم در قالب نامیرای کلمات. خودم رو تغییر حالت میدم. از جسم و فیزیک به فکر و کلمات. چون کتاب یک شیء مادی نیست. وقتی تو کتاب می‌شی حتی کتابی که در زمان خودت خواننده نداره همیشه یک امید بزرگ، یک امید معطوف به آینده وجود داره اینکه احتمال داره روزی کسی من رو عمیقاً درک کنه و کلمات من رو زمزمه کنه و این همان جاودانگیه.

من می‌نویسم تا ادامه داشته باشم. من می‌آفرینم تا از زمان فراتر برم و متعلق بشم به زمان‌ها. شاید هم نشم اما پویه و تقلایش رو دارم و همین انگیزه‌ست که به من روحیه میده. من مرگ رو این‌طوری برای خودم حل کردم. تلاش در راه نامیرایی و حتی اگر آینده ثابت کنه من ناموفق بودم این چیزیه که بعد مرگ من ثابت میشه و دیگه مهم نیست اما تا زمانی که زنده بودم و به من مربوط میشه، من با این فکر زندگی کردم و زنده زندگی میکنم. بنابراین من می‌نویسم تا در راه تبدیل جسم به روحی ماندگار تلاش کنم و می‌تویسم تا اندیشه رو زنده و زندگی کنم.

با ارفاق ازت قبول می‌کنم. جز یک قسمت که گفتی کتاب کالای مادی نیست و این جمله برای داستان نیمه کارۀ ایژیتور مالارمه بود یا مقالۀ ژرژ پوله که با توصیف اون کتاب شروع می‌شه، اما بقیه‌ش حاصل تأملات خودت بود.
چقدر سخت می‌گیری، انسان حاصل مجموعۀ خوانده‌هاش هم هست. درسته باید آدم منبع حرف‌هاش رو هم بگه، که تو زحمتش رو کشیدی ولی در کل وقتی من تک تک اون جملات رو بر زبان آوردم دیگه جملات اونها نبود، تأثرات خودم بود. اثری اثر و تجربه‌ای بود که کسب کرده‌ام. دیگه جزو گوشت افکار من شدن. بنابراین حرف هرکس که باشه وقتی تنۀ اندیشۀ من شده از آنِ منه. چه ایرادی داره قبانی می‌گه شعر برای تغییر تصویر جهانه و منم قبولش کنم. یا سارتر بگه ادبیات برای اینه که جهان رو به تأمل واداریم. یا هایدگر بگه رفتن از موقعیت عام به یگانه و ساختن ماهیت. یا نیچه بگه می‌نویسم چون مجبورم. هیچ ایرادی نداره. جز آنکه من نه فیلسوفم و نه شاید و نه موافق افکار آنان به هرکدام بی‌نهایت نقد دارم، اما اصلا خود همین نیچه مگر کم از حافظ  گوته  و پیندار بهره برده.

اما در نهایت مینویسم چون در نوشتن آرامش است مینویسم چون آزادی ذهن به ارمغان می‌آورد و مینویسم چون میخواهم یاد بگیریم هرچه بیشتر می نویسم بیشتر میخواهم یاد بگیرم، لازمه نوشتن خواندن است پس میخوانم و یاد میگیرم می نویسم و یاد میگیرم و سکوت می‌کنم و می آموزم، تجربیات طلایی از زندگی من هستند.

مینویسم که ضعفم در آگاهی از مطالب برطرف گردد مینویسم تا یادم دهند و خطاها و کجی‌هایم برطرف گردد.
مینویسم تا گره‌ای از فکری باز یا تلنگری به سوی دانش گردم، و در نهایت مینویسم چون نوشتن را وظیفه میدانم.

 

دلیل آنکه من (میثم بارانی) مینویسم

دوشنبه، ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ (۱۳۹۸/۰۳/۲۷)

الاثنین، ١٣ شوال ١٤٤٠ (۱۴۴۰/۱۰/۱۳)

Monday, June 17, 2019 (2019-06-17)

 


 


بخش نظرات این مطلب

محمدی
این نظر توسط محمدی در تاریخ 1398/3/28 و 4:52 دقیقه ارسال شده است :
بنویس چون که تکونی به مغزهای خواب ما داده باشی شاید بیدار نشیم اما تو سعی تو کردی. چقدر خوبه آدما قدرت کتاب خواندنو بدونن و غرق در این قدرت بشن
پاسخ :
بله قدرت و جرات کتاب خواندن یکی از بزرگترین نعمت ها هستش.
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی