close
تبلیغات در اینترنت
هولوکاست واقعی و دورغین یهودیان و نگاهی مختصر نسل کشی مسلمانان+ ویدئو

هولوکاست واقعی و دورغین یهودیان و نگاهی مختصر نسل کشی مسلمانان+ ویدئو

تازه ترین انتشار یافته ها
پیغام مدیر
خوش آمدید| مطالب این یاداشت‌نگار عموماً نوشته ها و برداشت ها و تحلیل‌های نویسنده از موضوعات مختلف و یا نکات قابل تامل همراه با مطالب مهم و بااهمیت می‌باشند|امیداورم که مفید واقع گردند.
هولوکاست واقعی و دورغین یهودیان و نگاهی مختصر نسل کشی مسلمانان+ ویدئو

هولوکاست واقعی و دورغین یهودیان و نگاهی مختصر نسل کشی مسلمانان+ ویدئو

تفاوت بسیاری میان واقعیت و دروغ وجود دارد، دروغ‌هایی که امروزه بافشار و یا حمایت‌هایی برخی منفعت‌طلبان چهره واقعی‌تر از حقیقت به خود می‌گیرند.
یکی از این موارد مسئله هولوکاست است (شاید بهتر باشد هلوکاست خطاب شود!!) ، موضوعی که غرب به عنوان سگ رژیم اشغالگر قدس و جامعه صهیونیستی آن را به عنوان یک موضوع ممنوعه درآورده و کسی حق سوال یا اظهارنظر درباره آن را ندارد، اما این مسئله چقدر جدیست و هولوکاست واقعی چیست و کجاست؟

هولوکاست چیست؟
هولوكاست (holocaust)، به معناى «سوزاندن با آتش است كه به طور كامل از ميان برود» و واژه اى است يونانى كه از دو واژه holos به معنى همه وkaustus به معنى سوزاندن و نابود كردن تركيب شده است [1] و در لغت، به معناى «همه سوزى» است.[2] برخى از زبان شناسان، اين واژه را برگرفته از جنايت يهوديان در يمن باستان مى دانند[3] كه به تدريج و در گذر ايام، مفهوم عام ترى يافته، به سوزاندن زنده زنده انسان ها اطلاق شده است و در اصطلاح، به نظريه اى اطلاق مى شود كه ادعا دارد شش ميليون يهودى در طول جنگ جهانى دوم، بر اثر اعمالى از قبيل اعدام در اتاق هاى گاز و سوزانده شدن در كوره هاى آدم سوزى اردوگاه هاى كار اجبارى نازى ها، كشته شده اند.[4]

نتیجه مخالفت و یا بررسی هولوکاست
بر اثر سخت گیری و شدت عمل سازمان ها و مجامع صهیونی در جهان امروز، وضعیتی به وجود آمده که هرگونه بحث و گفت وگوی علمی و پژوهشی که مبتنی بر ایجاد سؤال، ابهام، تردید یا انکار «هولوکاست» باشد، به منزله ورود به حریم ممنوعه و عبور از خط قرمز «سازمان جهانی صهیونیسم» بوده و سزای آن ضرب و شتم، ترور فیزیکی، بازداشت، محاکمه، حبس و نیز جریمه های سنگین نقدی، به علاوه‌ی محروم شدن از مشاغل رسمی دولتی است که امروز در بعضی کشورهای اروپایی، به یک قاعده حقوقی و قضایی نیز تبدیل شده است. در این کشورها اگر تا دیروز منتقدان، مخالفان و منکران را به طور غیر علنی و غیر رسمی تهدید، ترور و سرکوب می کردند، امروز در پوشش رسمی قانون! آن ها را دستگیر، محاکمه، جریمه و زندانی می کنند.
از نظر کانون های ذی نفوذ صهیونی و گروه های فشار یهودی در جهان غرب، «هولوکاست» در هاله ای از قداست قرار گرفته و «یگانه مسأله قدسی» جهان معاصر شده است.

هرگونه بحث و گفت و گو که به تشکیک، نفی و انکار «هولوکاست» منجر و منتهی شود، به منزله ی تخطی از قانون و سوء استفاده از قانون آزادی بیان و قلم و ورود به حریم ممنوعه است. برای زنده نگه داشتن «هولوکاست» به عنوان یک واقعیت تاریخی، تلاش های فراوان و گسترده ای صورت گرفته است. به غیر از تولید کتاب و فیلم، در بسیاری از کشورهای آمریکایی و اروپایی، بناها و موزه های یادبود در این باره تأسیس و ایجاد شده است. [5]

واقعیت هولوکاست و کشتار یهودیان
درباره هولوکاست و ممنوعیت‌هایی بررسی آن در عین حال واقعیت جلوه‌دادن آن به وضوح پشت‌پرده آن را برای همه روشن‌می‌سازد، در حالی ممنوعیت‌های آن به گستردگی وجود دارد به عنوان یک واقعیت انکارناپذیر و تقدس یافته در فیلم‌ها و سریال‌ها و کتاب‌ها به آن پرداخته شده و در کتب درسی مقاطع تحصیلی و دانشگاهی تدریس می‌گردد تا جایی که بسیای از جوانان مسلمان نیز تحت تأثیر این تبلیغات قرار گرفته و این مسئله را به عنوان یک واقعیت پذیرفته‌اند.
گفتار درباره واقعیت این موضوع بسیار است چون هدف ما از نگارش این مطلب چیز دیگریست به اختصار مطالبی در باره آن اکتفا می‌نماییم.
آیزایا برلین یهودی [6] که او را از «نمونه های برجسته فیلسوفان آکسفوردی» معرفی کرده اند، به صراحت گفته است که با همه‌ی ارتباطات داخلی و خارجی با اشخاص و محافل مختلف سیاسی، فرهنگی، علمی و خبری، هیچ اطلاعاتی در این خصوص، در آن زمان وجود نداشته و چنین موضوعی مطرح نبوده است.
«من تا سال 1945 در این باره چیزی نشنیدم. حتی در سال های 1943 1944 می دانستم که نازی ها بیش از آن که مایل باشند جنگ را ببرند، مشتاقند که یهودیان را نابود کنند... نمی دانم چرا هیچ وقت کسی چیزی به من نگفت. شاید زندگی در محیط سفارتخانه تحت مراقبت کامل قرار داشته است. گاه به گاه با یهودیان بلند پایه آمریکایی دیدار داشتم، اما در این باره حرفی زده نشد». [7]

آیزایا برلین یهودی به صراحت اعتراف می کند که نه مقامات بلند پایه‌ی امریکایی و نه یهودی های عالی رتبه و نه انگلیسی ها و نه رسانه های گروهی و خبرگزاری ها هیچ کدام، هیچ خبر، گزارش و یا حرفی در این باره تا سال های پایانی جنگ مخابره و گزارش نکرده اند. یعنی متفقین و در رأس آن ها، امریکا، انگلیس، شوروی و حتی ده ها جاسوس خبره و کارکشته که در سراسر آلمان مشغول فعالیت های جاسوسی و اطلاعاتی، به خصوص در دوران حساس جنگ بودند، کوچکترین خبر و یا زمزمه ای در این باره نه شنیده اند و نه منتشر کرده اند.

آیزایا برلین می افزاید: «پس از حمله آلمان به لهستان حدس می زدم که وقایع ناگواری برای یهودیان رخ می دهد. یهودیان دستگیر و سرکوب می شوند، شکنجه شان می دهند و شاید به قتل می رسانند اما هیچ کدام نمی دانستیم واقعاً چه می گذرد. خبری به ما نمی رسید. فقط وقوع حوادث ناگواری را حدس می زدیم. در سال های 1939 تا 1944 درباره آدم سوزی اتاق های گاز هیچ نمی دانستیم. در انگلستان و امریکا کسی چیزی به من نگفت. مطلبی هم در این باره نخواندم .نخستین باری که این اخبار تکان دهنده سرانجام از پرده بیرون افتاد، گزارش کسانی بود که از سوئیس آمدند. مردی به یک خاخام یهودی که مقیم نیویورک بود تلگرامی فرستاد. خاخام به دیدن پرزیدنت روزولت رفت. اما کاری انجام نشد و خبر پخش نگردید. من به هیچ وجه خبری در این باره نداشتم. فکر می کنم خانواده زنم که از یهودیان فرانسه بودند در سال های 1942 1943 خبرهایی شنیده بودند، اما آن ها نیز باور نمی کردند. اندک بودند کسانی که وقوع آن را می توانستند بپذیرند. اکثراً آن را گزافه گویی می پنداشتند و رد می کردند».

نکته قابل توجه این که، آیزایا برلین در آن زمان نه یک شهروند معمولی یهودی بلکه مأمور تبلیغات وزارت امور خارجه ی انگلیس و گزارشگر سیاسی سفارتخانه ی بریتانیا بود که با شخصیت های مختلف سیاسی و اطلاعاتی انگلیسی و امریکایی و نیز دیپلمات ها، ارتباط داشت. ثانیاً، او در سال 1988 در 79 سالگی، یعنی 43 سال پس از پایان جنگ جهانی دوم،این چنین اعتراف می کند.
نمونه جالب توجه دیگر در این باره اعترافات امانوئل لویناس یهودی استاد فلسفه دانشگاه سوربن فرانسه است. لویناس پیش از شروع جنگ جهانی دوم به عنوان مترجم روسی و آلمانی به خدمت ارتش فرانسه درآمد و پس از شکست فرانسه در سال 1939 در شهر «رن» به زندان افتاد و به آلمان منتقل شد. لویناس درباره دوران زندگی و اسارت خود در اردوگاه های آلمانی چنین اعتراف می کند:
«من وضعیت بسیار خاصی داشتم. چون آلمانی ها می دانستند که یهودی هستم، اما اونیفورم ارتش فرانسه مرا از مرگ نجات داد. سربازان یهودی را از سربازان فرانسه جدا نگه می داشتند، اما با این همه از مقررات کنوانسیون ژنو بهره مند می شدیم. من در اردوگاهی در هانور بودم. آن ها مرا به خاطر این که یهودی بودم آزار نمی دادند اما تمام روز ناچار بودیم در جنگل کار کنیم.
مثل بقیه زندانی ها فقط حق دریافت بسته و نامه داشتیم. کتاب هم به دستم می رسید. البته نمی دانم از کجا و از چه کسی. حتی در این دوران اسارت، فرصت بازخوانی هایدگر را نیز داشتم. هگل و پروست و روسو را نیز خواندم. وضعیتی ایده ال نبود اما قابل تحمل بود. به هر تقدیر وقتم را تلف نکردم.»[8]
لویناس اعتراف می کند که نه تنها در زندان به عنوان یهودی با او بدرفتاری نشده، بلکه از بیرون اردوگاه برای او و دیگر زندانیان و اسیران جنگی، نامه، بسته و هدایایی چون کتاب ارسال شده و به دست آن ها رسیده است. آن ها حتی فرصت کافی برای مطالعه و فعالیت های علمی و جنبی داشته اند. بر مبنای آن خشونت و قساوتی که تبلیغات صهیونیستی و غربی به آلمان نازی نسبت داده و در اذهان و باور عمومی القا کرده اند، تصور اولیّه و آنی این است که فردی چون امانوئل لویناس یهودی که لباس نظامی دشمن را نیز بر تن داشت، در همان زمان اولیه دستگیری و یا اسارت، باید از سوی نظامیان آلمانی تیرباران می شد اما واقعیت عکس آن را نشان داده است. حتی وقتی از لویناس یهودی درباره ی مسأله ی کوره های آدم سوزی و کشتار یهودی ها در اردوگاه های آلمانی پرسش می شود که: «احساس شما در آن زمان [اسارت] در مورد سفاکی نازی ها در اردوگاه های اسرا چه بود؟» چنین پاسخ می دهد:
«در زندان هیچ چیز از این ها را نمی دانستیم. بعدها بود که فهمیدم. قابل تصور نبود؛ حتی برای اسرای جنگی. [...] هر چند با ما (سربازان یهودی محبوس در زندان آلمانی ها) بدرفتاری می کردند اما به عنوان سرباز، قوانین بین المللی از ما حمایت می کرد.»[9].
به هر روی، آن تعداد از افراد مشهور و سرشناس حتی یهودی که خود را اسیر یا زندانی اردوگاه های آلمانی، معرفی کرده اند، جملگی اعتراف کرده اند: در طول مدت اسارت هیچ گونه خبر یا اطلاعاتی در خصوص کشتار انسان ها در این اردوگاه نه داشته اند و نه شنیده اند. همان گونه که روبر فوریسون نیز اظهار داشته است:
«سال ها، اما بیهوده به دنبال فقط یک بازمانده از بازماندگان اردوگاه های جنگ بودم که به چشم خود اتاق های گاز را دیده باشد... به حتی یک مدرک، فقط یک مدرک راضی بودم اما همین یک مدرک را نیافتم.»[10]


آمار و جمعیت یهودیان

یکی از موارد دیگری که درباره موضوع هولوکاست غیرواقع جلوه می‌نماید موضوع جمعیت یهودیان در آن دوره می‌باشد که نقد‌های زیادی به آن وارداست .
براساس سرشماری مندرج در سالنامه ها و کتاب سال آمریکا و نیز اسناد منتشر شده از سوی مراکز آماری در غرب، به ویژه در ایالات متحده، آمار جمعیت یهودی ها در سال های 1937، 1938 و 1939، یعنی سال های قبل از آغاز جنگ، با آمار این جمعیت در سال های 1946 و 1947 نه تنها چندان تفاوتی ندارد، [11] بلکه به اذعان بعضی منابع، رقمی درحدود چند صد هزار تا یک میلیون نفر، طبق آمار سال های بعد از جنگ، به جمعیت یهودی ها اضافه شده است. بنابراین طبق آمار مزبور، نه فقط چیزی از جمعیت یهودی ها کم نشده، بلکه اضافه هم شده بود. با توجه به درصد بسیار کم و ناچیز زاد و ولد یهودی ها، چه در آن دوران و چه در دوران کنونی،آمار مورد نظر کاملاً از نظر عقل و منطق هم پذیرفتنی است. به این ترتیب آن رقم ادعایی کشته شده در جنگ جهانی دوم در این قبیل اسناد و آمار هیچ جایگاهی ندارد و کاملاً مردود است.
کتاب سالانه یهودیان امریکا، (از 22 سپتامبر 1941 تا 11 سپتامبر 1942) که از سوی شرکت انتشاراتی یهودیان امریکا منتشر شده بود، اشاره می کند که در سال 1941 میلادی، پس از اشغال اروپا از سوی هیتلر و نفوذ آلمان در روسیه، آمار کل یهودیان اروپا با محاسبه ساکنان (جمعیت) یهودی آلمان، سه میلیون و یکصد و بیست هزار و بیست و دو (022/120/3) نفر بود.[12] در منبع دیگر، آمار یهودی های اروپا براساس اقتباس از آمار آلمان نازی، طی سال های آخر جنگ در حدود 4 میلیون نفر تخمین زده شده است. [13]
بر اساس تحقیقات و مستندات تاریخی، چنین چیزی نیز اصلاً واقعیت نداشته است. مارشالکو بر مبنای شواهد متعدد آماری نشان می دهد که تمام یهودیان اروپا در سال 1933م. بالغ بر 000/600/5 نفر بوده اند و این رقم، مورد تأکید یهودیان آمریکا نیز می باشد. اگر از این تعداد، یک میلیون یهودی بیرون خط مولوتف - روبین تروپ، کسر شود و اگر یهودیان ساکن در کشورهای بی طرف و متفقین را هم کسر کنیم، رقم 000/500/2 باقی می ماند؛ در حالی که بنا به نظر کارشناسان، جمعیت یهودیان ساکن در قلمرو هیتلر و هیملر، به نیم میلیون هم نمی رسید.

مارشالکو می افزاید: «در بالاترین سطح ممکن، تعداد یهودیان جان باخته را نمی توان بیش از 500 تا 600 هزار نفر دانست؛ اما در مقایسه با این، ملل مسیحی تلفات به مراتب بیشتری را متحمل شدند. اجازه دهید ملت کوچک مجارستان را در نظر آوریم که کل جمعیت آن شاید از تعداد یهودیان امروز بیشتر نباشد. تعداد قربانیان جنگ مجارستان، چه آنهایی که در بمباران های هوایی مرده بودند و یا این که در اردوگاه های مرگ سیبری از گرسنگی جان باخته اند و یا یخ زده باشند، حداقل به رقم یک میلیون نفر می رسید».[23]
 و باتوجه به آغاز و همه گیر شدن جنگ این امر محتمل و انکارناپذیر است که بسیار از افراد از مناطق جنگی خارج شده‌اند و آمار آنان کمتر از آن چیزی بوده که تصور می‌شود و در نهایت آنکه آمارها و داده‌ها به هیچ وجهه با ادعاها سازگاری نمی‌یابد

دستاوردهای هولوکاست برای صهیونیسم

همانطور که واقعه خودساخته 11 سپتامبر برای آمریکا نتایج و دستاوردهایی را به ارمغان آورده و به نوعی ایجاد فوبیایی همیشگی برای ملت آمریکایی را سبب شد موضوع هولوکاست که شاید بتوان آن را الگوی واقعه یازده سپتامبر تلقی نمود دستاوردها و نتایج پربار بیشتری را برای نظامی صهیونیسم جهانی ببار آورد.


با آنکه، همه‌ی اسناد، آثار و شواهد دلالت دارند که «هولوکاست» یک دروغ بزرگ تاریخی و ساخته و پرداخته ی صهیونیست ها در جهان معاصر است. با این حال، تبلیغات گسترده، پیوسته و برنامه ریزی شده‌ی کانون ها، تَشکل ها، نویسندگان و نظریه پردازان یهودی از طریق رسانه ها، فیلم ها، سریال های تلویزیونی، رمان ها و نیز موزه ها و اماکن یادبود، تأثیر روانی فراوان در القای این موضوع در اذهان و باور عمومی، داشته است. افکار و احساسات عمومی در اروپا و امریکا، خود را در قبال ظلم و ستم ادعایی نسبت به یهود گناهکار و بدهکار تلقی می کرد و می کند. این احساس و شرایط روانی تحمیلی، درگذشته به تدریج موجب شد تا آن ها با آرمان صهیونیسم، مبنی بر انتقال یهودی ها به فلسطین و ایجاد دولت یهودی روی خوش و موافق نشان بدهند. اروپایی ها و امریکایی ها برای جبران ظلم و ستمی که هرگز اتفاق نیفتاده بود، اسکان یهودی های اطراف و اکناف جهان را در سرزمین فلسطین، آن هم به قیمت کشتار، اخراج و آوارگی ساکنان وصاحبان اصلی آن سرزمین، یعنی فلسطینی ها، به عنوان یک موهبت تلقی کردند. بر این اساس در اوج مظلومیت مردم بی دفاع فلسطین و کشتار، آوارگی و اخراج گسترده و سهمناک آن ها از سوی گروه های شبه نظامی و تروریستی «ایرگون»، «هاگانا»، «اشترن»، «زوای لومی» و دولت اسرائیل، افکار جهانی، به ویژه در غرب، نه تنها هیچ واکنشی از خود نشان نداد، بلکه با سکوت خود نظاره گر این حوادث وحشتناک تاریخی بود و حتی با صهیونیست ها و اشغالگران فلسطین همدردی نمود[14]، تجهیز «اسرائیل» به سلاح اتمی یکی از دستاوردهای بزرگ «هولوکاست» کانون ها و سازمان های یهودی و صهیونیستی در پوشش این دروغ بزرگ تاریخی، از یک سو جهان غرب را بدهکار یهودی ها قلمداد می کنند و از سوی دیگر آن ها را متعهد و موظف به حراست و نگهبانی از منافع و موجودیت رژیم صهیونیستی می دانند. [15]


دستاورد دیگر افسانه ی «هولوکاست» برای صهیونیست ها، کانون های صهیونیستی و نیز گروه های بی شماری از یهودی های جهان، در حوزه ی اقتصادی و پولی قابل بررسی و ارزیابی است.

صهیونیست ها پس از این که توانستند داستان «هولوکاست» را با انواع حیله ها و تبلیغات فریبکارانه به صورت یک واقعیت تاریخی جایگزین حقیقت کنند، فرصت را برای تاراج و غارت ثروت پاره ای از کشورها و ملت های اروپایی غنیمت شمردند.

آن ها طرح ها و برنامه‌های حساب شده ای را در راستای «باج گیری» از این کشورها تدوین و تدارک دیدند و به معرض اجرا گذاردند. شبکه ها، سازمان ها و بنگاه های دریافت غرامت و «صندوق یهودی سوزی» در سوئیس و ده ها کمیته، مجمع و شرکت بیمه مدعی قیمومیت یهودیان از جمله مجامع و مراکزی هستند که بلافاصله مثل قارچ سربلند کردند. [16] و این مراکز و سازمانها همچون سازمان ها، «مجمع مطالبات مادی یهودیان از آلمان»( The Conference on Jewish Material Claims Against Germany)، سازمان ها و کانون های یهودی متعددی مثل «کمیته یهودیان امریکا»، «کنگره یهودیان امریکا»، «مؤسسه بنای بریث»( Bnai Brith) «کمیته توزیع مشترک»( the Joint Distribution) و «مجمع بین المللی مطالبات دوره یهودی سوزی»، «گردهمایی یهودیان جهان»، «مجمع مدیران سازمان های بزرگ یهودیان امریکا»، «مرکز سایمون ویزنتال»، «آژانس یهود»، «انجمن ضد افترا»، «کنگره جهانی یهود» و ... را نیز افزود. کانون ها و سازمان های مزبور نه فقط اهداف و برنامه های خود را به آلمان، بلکه کشورهای دیگری مثل اتریش، سوئیس، فرانسه، و ... نیز تحمیل کردند. آن ها از سال های اولیه‌ی دهه ی 1950 تاکنون، میلیاردها دلار از این کشورها باج گرفته اند.


به راحتی با تحقیق و بررسی‌های ساده‌ای می‌توان واقعیت پشت‌پرده افسانه‌سازی هایی اینچنینی را کشف نمود، موضوعات تاریخی که کشورهای مدعی حقوق بشر و آزادی بیان و مطبوعات نه‌تنها اجازه بررسی و تحقیق پیرامون آنها و اظهارنظر آزادانه را به دانشمندان، محققین، نویسندگان، خبرنگاران، و دانشجویان را نمی‌دهند بلکه هرگونه درخواست و گام در این باره به سختی سرکوب می‌شود و تاریخ غرب مملو از اینچنین سرکوب‌هائیست.

نژادپرستی یهودی

یکی از ادعاهایی که درباره این افسانه بیان می‌گردد، ادعای نژادپرستی و نازیسم می‌باشد اما آیا نقد تنها بر فاشیست‌ها و پیروان تفکر نازیسم وارد است یا ابتدا باید بر ریشه چنین دیدگاه ها و تفکرات نقد وارد آورد، واقعی تر از افسانه هولوکاست موضوع نژادپرستی یهودی و برتری‌انگاری آنان می‌باشد، تاریخ از زمان پیدایش یهود تاکنون به وضوح نشانگر جنایت‌ها و خیانت‌های این قوم سرکش بوده و می‌باشد، بطوری که حتی در سالهای اولین وجودی خود نیز بر پیامبران خویش رحم ننموده و انواع خیانت‌ها و جنایت‌ها را نسبت به آنان روا داشتند.


حاخام شانینا (Chanina) می گوید:
اگر کسی یک یهودی را بزند، به ساحت مقدّس خداوند ذوالجلال اهانت کرده است. یهودی، بر خلاف پاره ای از گناهانی که مرتکب می شود، همواره شریف، صالح و پاک است. این گناهان، روح یهودی را آن قدر نمی آلاید که خاک و گِل، مغز فندق را. مگر نه آن که خاک، تنها پوسته ی فندق را آلوده می سازد؟
همه ی آن چه در جهان است و همه ی اشیاء به ویژه حیواناتی که به شکل یهودیانند (یعنی غیر یهود)، باید در خدمت یهودیان باشند![17]
تاجایی که این برتربینی‌ها در کتب مقدسه‌ آنان متجلی گردیده است آنجا که در کتاب مقدس عهد عتیق می‌خوانیم: « شما قوم خاص من خواهید بود. هرچند سراسر جهان مال من است، اما شما برای من قومی مقدس خواهید بود.[18]

روحیّه ی نژاد پرستی یهودیان، پدیده ی تازه ای نیست، بلکه ویژگی دیرینه ای است که تعبیرهای گوناگون بر این امر تأکید می ورزد و از آن جا که تورات، حلقه ی اتّصال میان همه ی یهودیان است؛ از این رو، این طایفه با الهام از تعالیم کتاب دینی و قومی خود، خویشتن را برتر از همه ی مردم و بافته ای جدا از ملل عالم می دانند.


اعتقاد به «برتری نژادی» به عنوان یکی از اصلی ترین تعالیم تورات، از بارزترین ممیّزات روحی این قوم بوده و هم چون خونی در شریان نظام اعتقادی آنان جاری است، تورات تصریح می کند:
چون شما قوم مقدّسی هستید که به خداوند، خدای تان اختصاص یافته اید، او از بین تمام مردم روی زمین، شما را انتخاب کرده است تا برگزیدگان او باشید.[19] و یا در انجیل متی، باب 15، جملات 21 تا27 از قول حضرت عیسی(علیه‌السلام) غیر یهودیان، محرومان از هدایت و محروم از شفای مسیح معرفی شده و به سگان تشبیه شده‌اند. [20]

بر اساس برخی از احکام تلمود، اگر یک یهودی به طور مستقیم باعث مرگ یک غیریهودی شود، تنها نزد خداوند گناهکار است و مجازات دنیوی ندارد. اگر این قتل، عمد نباشد حتی یهودی نزد خداوند نیز گناهی مرتکب نشده است. بر عکس اگر قاتل غیریهودی و مقتول یهودی باشد، اعدام و مرگ او حتمی است. در مورد جرائم جنسی و مسائل مالی نیز وضع بر همین منوال است. احکام تلمود در این موارد هر نوع تجاوز به حریم غیر یهودیان را مجاز دانسته و در مقابل شکستن حریم یهودیان را از گناهان کبیره برشمرده است. در نهایت تفاسیر تلمودی از کتاب مقدس، اندیشه‌ی برتری قومی در میان یهودیان را به سمت برتری نژادی و نژادپرستی سوق داد.


كسی كه كتاب "المفسدون فی الأرض" نوشته حسن ناجی را مطالعه كند به جنبه هایی از این نژادپرستی پی می برد. تعداد زیادی از نویسندگان و اندیشمندان كتاب های زیادی در مورد نژادپرستی جنبش صهیونیسم تألیف كرده و تحقیقات گسترده ای نیز در این زمینه انجام داده اند. این اشخاص از طریق مطالعه و بررسی افكار، اندیشه و اقدامات جنبش صهیونیسم و تأثیرات آن بر جوامع و ملت هایی كه هدف اعمال بی رحمانه صهیونیست ها قرار گرفته اند، به تشریح نژادپرستی این جنبش پرداخته اند.

در این تورات نصوصی مبتنی بر كینه و كدورت از همه انسان ها وجود دارد. در نظر صهیونیسم همه غیریهودیان حیواناتی هستند كه باید كشته شوند و از دست آنها خلاص شد. آنها در این باره به مطلب ذیل استناد می كنند كه یهودیان هنگام حمله به فلسطین هفت قوم (كنعانیان، فزری ها، یبوسی ها و جیوشی ها و...) ساكن این سرزمین را به خاك و خون كشیدند كه برخی ها جان سالم به در بردند و پا به فرار گذاشتند. صهیونیسم معتقد است كه این تعداد فراری در دیگر مناطق كره زمین زاد و ولد كردند و نسل كنونی انسان ها از آنها هستند و همین علت، باید تا اندازه ممكن از این مردم كشته شوند زیرا ممكن است از ساكنان قدیمی فلسطینی باشند كه فرار كردند و به قتل نرسیدند.


صهیونیست ها خود را ملت برگزیده خداوند می دانند. احبار و علمای یهود به خداوند بلندمرتبه این دروغ بزرگ را بستند تا این گونه خوی و خصلت نهفته نژادپرستی خود علیه دیگران را آشكار سازند. یهودیان برای توجیه این مسأله كه به خداوند نسبت می دهند، و این كه خداوند را به علت آفریدن ملت های غیر از آنها به توبه واداشته اند، مطلب ذیل را به دروغ از زبان آفریدگار جهان عنوان می كنند: «من به خاطر خلقت اقوامی غیر از ملت و امتم (یهود) پیشمان هستم اما آنها را تنها به خاطر دو دلیل آفریدم: یا این كه بردگانی برای شما باشند و یا این كه آنها بسان گوسفندانی و شما نیز گرگان درنده ای باشید كه هر جا آنها را یافتید بكشید.» برای تشریح بر این مطلب سخنان خاخام نژادپرست یوسف عبادیا در نشست 9/4/2001م. پارلمان رژیم صهیونیستی را ذكر می كنیم: «عرب ها اشرار و ملعونند ... آنها را بكشید و با موشك و جنگ افزارهای نظامی نسل آنها را از میان بركنید، زیرا عرب ها چون افعی هایی هستند كه باید نیست و نابود شوند.»


و این دیدگاه نه تنها نسبت به یهود بلکه نسبت به تمامی انسان‌های غیریهودی در اذهان یهودیان و صهیونیسم جهانی می‌باشد، تفکری که تمامی نوع بشر را برده و حیوان باربر خود تلقی می‌نماید آیا بویی از انسانیت دارد؟ تفکری که در صدد تحقق اهداف خود از هیچ اقدامی ابایی نداری و هر عملی در رسیدن به اهدافش را عبادت کامل می‌پندارد آیا بویی از دلسوزی یا اخلاق می‌برد؟ یهودیتی که از هر فرصتی جهت بهره‌برداری به نفع خود بهره می‌برد آیا از فرصتی همچون جنگ جهانی دوم می‌گذرد؟ آیا فرصتی بهتر و مناسب تر از آن دست پیدا می‌کند؟


حال چنین قوم جنایت‌پیشه و نژادپرستی خود را مظلوم جلوه داده و خود را قربانی نژادپرستی معرفی می‌کند، سردمداران نژادپرستی و برتری‌انگاری خود را با مظلومیت‌نمایی و دغل‌بازی قربانی جنایت نژادپرستان می‌دانند، کسانی که خود بزرگترین جنایات را در تاریخ مرتکب شده‌اند.

همکاری نازیسم و صهیونیسم
مدتیست که گفتارها و اسناد پیرامون رابطه نازیسم و صهیونیسم افشا گردید و تاحدودی پس‌پرده روابط یهودیان با هیلتر فاش شد، رابطه‌ای که برترین هدایا و موقعیت‌ها را برای یهودیت و صهیونیسم جهانی را مهیا نمود.
پیشتر گفتارهای درباره روابط یهودیت و نازی‌ها وجود داشت و گفتارهای از حمایت مالی خاندان روتشیلد (Rothschild family) از ارتش نازی و آلمانی‌ها و اسناد و مدارکی در اثبات این واقعیت  وجود داشت تا آنکه به صورت محدود و کم‌کم اسناد روابط برملا و حقیقت آشکار گردید.
به طورمثال در ماه مي سال 1933، بانك صهيونيستي «انگليس ـ فلسطين» كه توسط فرزند روتشلید (روچيلد) اداره ميشد، با وزارت اقتصاد آلمان هيتلري تماسهاي مستقيم برقرار كرد. مذاكرات آنها منجر به امضاي موافقتنام‌هاي شد كه پايه و اساس همكاري سياسي ـ اقتصادي بين آنان قرار گرفت. بر اساس آن قرار داد، صهيونيستها اداره «تراست آند ترانسفر» را تأسيس كردند كه از حق ورود محصولات آلماني به فلسطين برخوردار شد و نازيها به بازارهاي خاور ميانه دست يافتند و نتيجتاً منابع ارزي آنان در طول جنگ تأمين شد.

اسنادی که به مرور منتشر می‌شود بیش از پیش ثابت می کند، صهیونیست‌های ساکن آلمان،‌ هیتلر را به قدرت رساندند تا با کمک آن طرح بزرگ خود در ایجاد سرزمین اسرائیل را عملی سازند، که در نتیجه آن اینچنین هم شد.


کریستوفر سیمپسون (Christopher Simpson) در کتاب خود با نام ضربه عقب‌نشینی (Blowback) گفته است که به اسناد ضبط شده‌ای از سازمان پلیس مخفی آلمان (گشتاپو) در زمان حکومت نازی‌ها دست یافته است که نشان دهنده توافقی مخفیانه میان پلیس مخفی آلمان و هاگانا {سازمان شبه‌نظامی یهودی بین سال‌های ۱۹۲۰ تا ۱۹۴۸ است که بعدها و با اشغال فلسطین توسط صهیونیست‌ها هسته مرکزی ارتش این رژیم را تشکیل داد}. بر اساس اسناد، پلیس مخفی آلمان دست‌کم تامین مالی یکی از فرماندهان هاگانا را برعهده داشته است.


این اسناد فاش می‌کند که تحت مقرراتی، به هاگانا این اجازه داده شده بود که اردوگاه‌های آموزشی برای جوانان یهودی در داخل آلمان ایجاد کنند. این جوانان و همچنین دیگر یهودیانی که توسط نازی‌ها از آلمان اخراج شده بودند، تشویق می‌شدند که به فلسطین مهاجرت کنند. [21]

بر اساس گزارشی که در سایت کامن دریمز منتشر شد می‌نویسد:‌ حتی اگر هیتلری وجود نداشت، صهیونیست‌ها کسی همانند وی ایجاد می‌کردند و چه بسا نیز این کار را انجام داده‌اند.


در سال ۱۹۲۷، از جمعیت ۵۵۰ هزار نفری یهودیان آلمان، تقریبا ۱۵ هزار نفر خود را صهیونیست‌ می‌دانستند که این تعداد تقریبا ۲ درصد جمعیت کل یهودیان آلمان بوده است.
یک تاریخ‌دان یهودی طی نوشته‌ای اعلام کرده است که بخش عمده‌ای از یهودیان آلمان قاطعانه با صهیونیست‌ها به عنوان دشمنی از درون،‌ مخالف بودند. در هیچ جایی از جهان همچون آلمان مخالفت یهودیان با صهیونیسم گسترده‌تر، اصولی و خشم آلود نبوده است.

در راستای اداره مهاجرت یهودیان به فلسطین،‌ آلمان‌ها فقط باید خود را با ایدئولوژی ملی‌گرایانه‌ نژادپرستانه‌ای نظیر صهیونیستم مجهز می‌کردند. در واقع جولیوس استریچر [یکی از اعضای برجسته نازی‌ها] و دیگر نازی‌ها پذیرفته بودند که ایدئولوژی نژاد برتر آنها در یهودیت نمود یافته است.


با استفاده از صهیونیسم و نازیسم، قابلیت ایجاد ارتشی محرمانه، سرویس‌های مخفی و زرادخانه هسته‌ای در اسرائیل به وجود آمده است. آنها همچنین هیکل سلیمان را در بیت‌المقدس بازسازی خواهند کرد.

ادعای هولوکاست، پایانی بر بحث‌های شدید یهودیان درباره اسرائیل بود. با دستاویز قرار دادن آن، این تفکر ایجاد شده بود که یهودیان نمی‌توانند در هیچ جایی به جز سرزمین‌شان، سرزمین اسرائیل، ایمن باشند. بر اساس این دیدگاه،‌ یهودیان باید یا در سرزمین ملی یهودیان در فلسطین زندگی کنند یا از آن با تمام قدرت حمایت کنند چون این گزینه برای فرار آنها در شرایط اضطراری است. [22]


در زمان جنگ بانكداران بين‌المللي يهودي تصميم گرفتند تا به اقتصاد آلمان درگير در جنگ كمك كنند. پس، بازارهاي خاورميانه و فلسطين را به روي او گشودند و ذخيره ارزي او را براي ادامه جنگ تأمين كردند. آيا اين يك تصادف بود و يا يك توطئه؟ يك بده و بستان كثيف.
اين شك و ترديد كه هيتلر بازيچه دست صهيونيست‌هاي بين‌الملل بوده، ذهن دكتر آلفرد ليلي ينتال، نويسنده معروف يهود را نيز به خود جلب كرده مينويسد: «همان طور كه هيتلر از يهوديان بهره برداري كرد، بسيار محتمل است كه بعضي از يهوديان هنوز تا همين حالا، از هيتلر براي اهداف صهيونيستها بهره‌برداري كرده باشند.»
آلفرد ليلي ينتال در فصل سيزدهم كتاب خود تحت عنوان «ريشه گناه» از يك موافقتنامه سري بين دولت نازي و صهيونيستها درباره مهاجرت غير قانوني يهوديان به اسرائيل پرده برداشته است و مينويسد: «... حتي مأمورين گشتاپو (SS) به دنبال يافتن راههاي ديگري بودند كه باعث شود اروپائيان از يهوديان بيشتر متنفر شوند.»

از آن جايي كه مهمترين تزي كه يهوديان پيوسته از آن حداكثر استفاده را برده‌اند و همچنان ميبرند، مسئله «يهود آزاري» يا «ضد يهود» است و سردمداران صهيونيسم به آن چشم اميد دوخته بودند، لذا يوري ايوانف ضمن تأئيد نظر ليلي ينتال در كتاب خود به نام «صهيونيسم» نوشته است: «... عقد اتحادي مخفي بين صهيونيسم و فاشيسم به هيچ وجه غير طبيعي به نظر نميرسد.» با توجه به خونسردي و سكوت سردمداران صهيونيسم در برابر فجايع نازيها، اين نظريه در كج راهه نيست و دليل محكمي بر گفته ليلي ينتال ميباشد.


اسحق گروئن بوم كه رياست كميته نجات صهيونيست‌ها را براي مدتها برعهده داشت، فاش كرده است كه: «وقتي (نازيها) از من پرسيدند كه آيا حاضري براي نجات يهوديان از صندوق صهيونيستي پول بدهي؟ گفتم نه؛ زيرا بايد اين يهود آزاري نازيها دنيا را به نفع ما تكان ميداد».   صهيونيست‌ها معتقد بودند كه بايد در اين راه، گروهي، هر  اندازه كثير فدا ميشدند تا آنان به هدف خود كه بازگشت به فلسطين بود، برسند. لذا آنها با يك موافقت ضمني با آيشمن‌ها، يهود آزاري را به حد اعلاي خود رساندند. اين بود كه بنگورين رئيس سازمان يهوديان آلمان در نهايت خونسردي به واقعه مينگريست و حيم وايزمن مهر سكوت برلب نهاده بود.


آدلف آيشمن تنها كسي بود كه از نقش پشت پرده نازيها و ارتباط آنان با صهيونيستها مطلع بود. نامبرده با سازمان تروريستي هاگانا ارتباط و همكاري نزديك داشت. به نوشته هاينتس هوهنه طي ايام قتل و غارت يهوديان كه با اسم رمز «شب بلورين» آغاز شد، دو تن از نمايندگان موساد وارد مقر هيتلر شدند. آنها پيشنهاد كردند كه در انجام برنامه صهيونيستها مبني بر آموزش مجدد يهودياني كه آماده رفتن به فلسطين‌اند، تسريع شود «... وسايط نقليهاي كه براي انتقال يهوديان در اختيار موساد گذاشته شده بود، نمي‌بايد فلسطين را به عنوان مقصد سفر اعلام دارد. اين يكي از شرايطي بود كه دستگاه اطلاعاتي آلمان قائل شده بود.»
 در سالهاي آخر جنگ، همه جهان از جنايات نازيها مطلع شده بودند؛ لكن «صهيونيستها كه در همه آن جنايات شريك بودند، ناشناخته باقي ماندند» و با استفاده از راههاي مختلف و «وسايل و امكاناتي كه» همدستانشان در اختيار آنان گذاردند، از مجازات كه رستند هيچ، بلكه به آرزوهاي ديرينه خود نيز كه از جمله، تشكيل دولت مستقل يهود در فلسطين بود، رسيدند.

ذكر چند نكته ضروري درباره هولوکاست یهودی

اولاً: صهيونيست‌ها هميشه با پلاكارد «ضد يهود» حركت ميكنند و براي بهره‌برداري از احساسات لطيف انسانها در  زير آن سينه ميزنند و اگر كسي با خواست‌هاي غير انساني آنان مخالفت كند، فوراً او را «ضد يهود» و «ضد صهيونيسم» خطاب ميكنند. همين نكته باعث شده است تا همه آنهايي كه در غرب عليه صهيونيستها هستند، براي حفظ موقعيت شغلي و كاري خود، دندان به روي جگر بگذارند و از هر نوع مخالفت با اين گروه توطئه‌گر خودداري كنند.


ثانياً: صهيونيستها مسئله هولوكاست را زنده نگه ميدارند تا در زير پوشش آن، اعمال خود را موجه نشان دهند. آنها براي نشان دادن حقانيت خود براي تشكيل دولت يهود در اسرائيل، هميشه مسئله «هولوكاست» كوره‌هاي آدمسوزي نازيها را، بويژه در سالروز تولد حضرت مسيح و جشنهايي كه به همان مناسبت در آمريكا برپا ميشود، چندباره و صد باره عنوان كرده و فيلمهاي حقيقي يا تخليلي از آن تهيه كرده‌اند و در تمام كانالهاي تلويزيوني نشان ميدهند. به طوري كه موضوع تولد حضرت مسيح به كلي لوث ميشود. و تأسف بارتر اينكه، عيسويان فراموش كرده‌اند كه به گفته اساتيد يهود ـ كه در سال 1923 رسماً اعلام شد: «يهوديت ضد مسيحيت است.»


آلفرد ليلي ينتال در اين زمينه، نكته جالبي ارائه داده و نوشته است: هولوكاست، اسلحه‌اي زير پوشش است تا در موقع مناسب رو شود. وقتي تمام ترفندها تمام ميشود، «مسئله كشته شدن شش ميليون يهودي» دوباره پيش كشيده ميشود.» اين (عدد) شش ميليون كاملاً صوري است كه از كوره‌هاي آدمسوزي بيرون كشيده و نگهداري شده است و وقتي كه سئوالي پيش ميآيد، با كمترين مخالفتي آن را عنوان ميكنند ليلي ينتال معتقد است: «هيتلر باعث شد تا مسيحياني كه احساس گناه ميكردند، همراه با كليميان غربي كه جذب در جوامع خود شده بودند، با اكراه به صهيونيسم بپيوندند.»

تمام كوشش صهيونيستها در غرب مصروف اين نكته ميشود كه افكار عامه را، حتي در مراسم مذهبي به جانب خود بكشند؛ همان طور كه تولد مسيح را چنانكه مذكور افتاد، فداي حقه سياسي خود ميكنند.


ثالثاً: صهيونيستها براي داغ نگه داشتن مسئله، با وسايل ارتباط جمعي غرب يك «اتحاد نامقدس» تشكيل داده‌اند و سعي ميكند تا هر از چند گاه هيتلر را زنده عنوان كنند. «در سالهاي 1952 ـ 1967 و در اوائل سال 1972 و نوامبر آن سال» دوباره فرياد صهيونيستها بلند شد كه: «او زنده است!» چند سال پيش هم مسئله زنده بودن آجودان هيتلر به نام مارتين بورمن را پيش كشيدند و عكسي از او را در روزنامه‌هاي جيره خوار صهيونيستها چاپ كردند و مدتها سر و صدا به راه انداختند. بعداً معلوم شد كه «آن، عكس يك معلم دبيرستان در بوئنوس آيرس ميباشد.» همه اين ترفندهاي كثيف براي زنده نگه داشتن مسئله مظلوميت و قابل ترحم بودن اين قوم برگزيده، اما از هر لحاظ خطرناك ميباشد. هنوز اين قوم فتنه‌گر به دنبال افرادي همچون آيشمنها كه همدست و مشاور سردمداران صهيونيست در آلمان نازي بودند، ميباشند كه ديگر جز پوست و استخواني از آنها باقي نمانده است.
 

در نهایت آنکه رؤساي صهيونيسم و اعضاي سازمانهاي تروريستي يهود، همچون بن گورين، مناخيم بگين، اسحق شامير، شارون و امثالهم كه كشتي مهاجرين يهودي را در سال 1947 در بندر حيفا غرق كردند و گناه آن را به گردن دولت انگليس انداختند تا راه براي ورود تعداد بيشتري از مهاجرين يهودي باز شود، تهيه طرح سوزاندن آنان در كورهها به دست هيتلر مشكل بود؟ آيا در موقع به آتش كشيدن كشتي‌هایي كه تعدادي يهودي بيگناه را حمل ميكرد، هيتلر در ميان آنان بود؟ اين جماعت كه از چنين جناياتي براي تحريك احساسات انسانها در رسيدن به اهداف خود رو گردان نبودند، نميتوانستند طرح كشتار هزاران نفر يهودي را به دست هيتلر، دشمن يهود، پياده كنند تا به خواست خود كه تأسيس دولت يهود بود، برسند؟


يوري ايوانف در كتاب «صهيونيسم» در زمينه از بين بردن مسافرين كشتي‌ها چنين نوشته است: «در ميان بسياري از علل ناشناخته اقدام به اين كار، علت و موجبي آشكار بود. پيش از منفجر كردن كشتي پاتريا و سرنشينانش، صهيونيستها افسانهاي را در خصوص مورد بي‌سابقه‌اي از خودكشي دسته جمعي مردمي كه [مرگ را برجدايي از وطن ترجيح دادند] جعل كردند. پيش بيني ميكردند كه مرگ اين عده و شيوع خبر آن روح صهيونيسم را در همه جا تحكيم خواهد كرد...».

هولوکاست واقعی

همانطور که گفته شد سردمدارانی که جهت تحقق اهداف خود از هیچگونه جنایتی ابایی نداشتند آیا توانایی ایجاد افسانه‌ای مقدس برای آنان مشکل می‌نماید؟ قائدتاً هر ذهن منطقی‌ای واقعیت امر را می‌پذیرد و با نگاه و بررسی‌ای در اسناد و شواهد و افرادی که در این راستا فعالیت نموده اند که البته سرانجام همه آنان به مرگ ختم گردیده است، حقایقی بیشتر روشن خواهد شد.


اما در این میان مسئله اصلی هولوکاست‌های واقعی‌ایی است که در حق مسلمانان در کشورهای مختلف ازجمله چین و بخصوص میانمار (برمه) صورت می‌پذیرد و با سکوت قابل تامل جامعه جهانی حتی از کشورهای مدعی اسلام همراه است.
مسلمانان به فجیح‌ترین حالت ممکن در میانمار مُثله، سوزانده، قتل و عام می‌شوند اما کسی دم بر نمی‌آورد.
هجوم وحشیانه بودائی‌ها و به آتش کشیدن خانه‌ها و تجاوز به زنان و دختران مسلمان و قتل عام فجیع مسلمانان، این اقلیت را به پناه بردن به مرزهای وا داشته و مجبور به ترک وطن نموده است، خشونت علیه مسلمانان، در سرتاسر کشور میانمار گسترش یافته است. گروه‌های مهاجم خشمگینی از بودایی‌ها، که برخی با جنبش نظامی “۹ ۶ ۹” كه به معنای «ويژگی‌های نه‌گانه بودا، شش راه بودا و ويژگی‌های نه‌گانه رهبانيت» است در ارتباطند، جالب آنجاست که بودیسم دم از اخلاق و اخلاقیات می‌زند اما رفتار جنایت بار و جنایت آلود آنها صفحات تاریخ را رنگین نموده است، اما مدعیان حقوق بشر و یا ممالک اسلامی دم بر نمی‌آورند، این است هولوکاست واقعی و این است حقیقت مطلق.

نگارنده: میثم بارانی

Sunday, June 23, 2019 (2019-06-23)
الأحد‬، ١٩ شوال ١٤٤٠ (۱۴۴۰/۱۰/۱۹)
یکشنبه، ۲ تیر ۱۳۹۸ (۱۳۹۸/۰۴/۰۲)


===پی‌نوشت‌ها===
[1]-در بعضى از متون به جاى واژه kaustos، از واژه kaiein استفاده شده است.
[2]- محمد احمدى، پژوهه صهيونيست (مجموعه مقالات)، مركز مطالعات فلسطين. (مقاله واقعيت يهودستيزى، ص 214).
[3]- اين واقعه قبل از بعثت پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله وصحبه وسلم در يمن اتفاق افتاده است و در سوره مباركه بروج به آن اشاره شده است. در اين واقعه هولناك، جمع انبوهى از مردان، زنان و كودكان، در حالى كه غل و زنجير بر دست و پا و گردن آنها زده اند، تنها به خاطر ايمان به خداوند و پيروى از حضرت مسيح، زنده زنده به درون آتش انداخته و سوزانده شدند.
[4]- روفسور روبر فوريسون، اتاق هاى گاز در جنگ جهانى دوم، واقعيت يا افسانه؟ ترجمه دكتر سيد ابوالفريد ضياءالدينى، مؤسسه فرهنگى - پژوهشى ضيا.
[5]- پس پرده هولوکاست، محمدتقی تقی‌پور، موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، تهران، 1385، صص 11-12
[6]- آیزایا برلین(Isaia Berlin) در سال 1909 میلادی در شهر ریگا در روسیه از پدر و مادری یهودی متولد شد. وی در خلال جنگ جهانی دوّم، مأمور تبلیغات و گزارشگر سیاسی وزارت امور خارجه ی انگلیس در سفارتخانه های آن کشور در واشنگتن و مسکو بود.
[7]- آیزایابرلین، در جست و جوی آزادی، مصاحبه های رامین جهانبگلو با آیزایا برلین، ترجمه خجسته کیا، نشر گفتار، چاپ اول، 1371، ص 38.
[8]- ویژه نامه نقد و بررسی (ویژه کتاب)، شماره 6، 1375، دفتر رسانه ها (سازمان تبلیغات اسلامی)، به نقل از ماهنامه کیان، شماره 22.
[9]- ویژه نامه نقد و بررسی (ویژه کتاب)، شماره 6، 1375، دفتر رسانه ها (سازمان تبلیغات اسلامی)، به نقل از ماهنامه کیان، شماره 22.
[10]- پس پرده هولوکاست، محمدتقی تقی‌پور، موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، تهران، 1385، صص 97-105
[11]- این ارقام با مطالعه و بررسی منابع و سالنامه های منتشر شده در آن زمان، خدشه ناپذیر و قابل اثبات است. عبدالعلیم موسی، اندیشه مند مسلمان امریکایی، در گفت و گویی با نشریه ی امید انقلاب، ویژه نامه ی قدس، 1373، شماره 269، با استناد به آمار جمعیت یهودی ها در قبل و بعد از جنگ جهانی دوم، آن را دلیل مهم و برهان محکم در نفی و رد هولوکاست دانسته است.
[12]- روژه گارودی، ترجمه رضا ناظمیان، صبح، 1375، شماره 66، ص 77، به نقل از: کتاب سالانه یهودیان امریکا، شماره 5702، ص 666.
[13]- جهت کسب اطلاعات بیشتر و دقیقتر‌ پیرامون آمار و ارقام جمعیت یهودیان در آن زمان، به کتاب پس پرده هولوکاست، محمدتقی تقی‌پور، موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، تهران، 1385، صفحات 107 تا 117 مراجعه نمائید.
[14]- پس پرده هولوکاست، محمدتقی تقی‌پور، موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، تهران، 1385، صص 117-118
[15]- پس پرده هولوکاست، محمدتقی تقی‌پور، موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، تهران، 1385، صص 126
[16]- پس پرده هولوکاست، محمدتقی تقی‌پور، موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، تهران، 1385، صص 133-134
[17]- روهلنج و شارل لوران، الکنز المرصود فی قواعد التلمود، تعریبِ یوسف حنّا نصرالله، ص 191
[18]- کتاب مقدس، عهد عتیق، سفرخروج 6- 3/ 19
[19]- کتاب مقدس، عهد قدیم، سفر تثنیه. فصل هفتم، جمله 6
[20]- کتاب مقدس، عهد جدید، انجیل متی، باب 15، جملات 21 تا27
[21]- Blowback: America's recruitment of Nazis and its effects on the Cold War, Christopher Simpson, Weidenfeld & Nicolson, New York, 1988
[22]- لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبری، کد: ۶۱/۱۰۰۱۱۷۹۷۸
[23]- فاتحین جهانی، جنایتکاران واقعی جنگ، لوئیس مارشالکو، ترجمه: عبدالرحیم گواهی، حامیان آزادی قدس، چاپ اوّل، 1391، صص 182-181


بخش نظرات این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی