close
تبلیغات در اینترنت
اسلام شناسی

اسلام شناسی

تازه ترین انتشار یافته ها
پیغام مدیر
خوش آمدید| مطالب این یاداشت‌نگار عموماً نوشته ها و برداشت ها و تحلیل‌های نویسنده از موضوعات مختلف و یا نکات قابل تامل همراه با مطالب مهم و بااهمیت می‌باشند|امیداورم که مفید واقع گردند.
کتابسوزی مسلمانان افسانه ای باطل

کتابسوزی مسلمانان افسانه ای باطل

استعمارگران بخصوص انگليس براي پيشبرد اهداف استعماري خود در جهان اسلام (بخصوص در ايران) دست به تبليغات بسيار وسيعي در زمينه‌ي مخدوش کردن چهر‌ه‌ي اسلام زدند، از جمله تبليغات آنها بر عليه اسلام ساختن افسانه‌ايي بود بنام افسانه کتابسوزي مسلمانان در هنگام فتح ايران و مصر، دشمنان اسلام کتابخانه‌اي فرضي را به ايران و مصر نسبت دادند و شايع کردند که دين اسلام مخالف علم است و به همين علت مسلمانان بدستور حضرت عمر -رضی الله عنه- کتابخانه اسکندريه مصر و کتابخانه جندي شاپور را در ايران آتش زدند. از جمله پيشگامان اين افسانه کاپيتان سرجان ملکم انگليس بود که از عوامل اصلي شکست ايران در برابر روسيه تزاري و تجزيه ايران مي‌باشد. اين انگليسي‌ در کتاب تاريخ ايران با طرح اين افسانه به مخدوش کردن اذهان جوانان مسلمان ايراني پرداخت.

یاداشتی بر و به بهانه فیلم Hotel Mumbai

یاداشتی بر و به بهانه فیلم Hotel Mumbai

دیشب در سایتی به عنوانی برخورد نمودم که در همان ابتدا بسیاری چیزها را برایم تداعی نمود، «هتل مومبای» چیزی بود که بلافاصله بعد از برخورد به آن خاطرها چندسال قبل را در کنار خون تداعی نمود.

.
در این نوشتار به بهانه این فیلم خلاصه مطالبی پیرامون موضوع قتل و کشتار بیگناهان از دیدگاه اسلام داشته و به بررسی موضوع در آیات و روایات اسلامی میپردازیم.

 آیا اسلام از راه شمشیر به ایران تحمیل شد؟!

آیا اسلام از راه شمشیر به ایران تحمیل شد؟!

ماجرای دعوت ایرانیان به اسلام، به روزگار پیامبر (صلی الله علیه وآله وصحبه وسلم) برمی گردد؛ آن گاه که در ضمن نامه ای به «خسرو پرویز» وی را به اسلام فراخواند و وی نامۀ پیامبر اسلام را پاره کرد و به نمایندۀ خود در «یمن»، که وی را «باذان» می گفتند، دستور داد تا پیامبر را دستگیر کند و به نزد او برد! اما، وقتی که فرستادگانِ «باذان» نزد پیامبر رسیدند و از او خواستند تا به همراه ایشان نزد «خسرو پرویز» برود، پیامبر به آنان فرمود: «اکنون بروید و فردا نزد من آیید.» و به ایشان خبر داد که «خسرو پرویز» به فرمان پسرش «شیرویه» به قتل رسیده است! (و لذا، مأموریت شما ملغی شد). ... مأمورانِ «باذان» که با خودداری پیامبر از آمدن و این خبر عجیب روبه رو شدند، برای کسب دستور جدید، به یمن بازگشتند؛ و این در حالی بود که هنوز اخبار کشته شدن «خسرو پرویز» بدانجا نرسیده بود. آنان این خبر را به «باذان» گزارش دادند.
پس از چند روز، پیکی از ایران رسید و این خبر را تصدیق کرد! بنابراین، «باذان» و همراهان وی دانستند که - با توجه به بُعد مسافت بین ایران و مدینه- پیامبر اسلام (صلی الله علیه وسلم) جز به الهام الهی نمی توانسته است از آن حادثه باخبر شود. در نتیجه، همگی به اسلام گرویدند. و اینان نخستین گروه ایرانی ای بودند که با میل و رغبت، اسلام را پذیرفتند.[1]
 اما، خلاصۀ ماجرای درگیری مسلمانان با سپاه ایران را در ادامه مطلب بخوانید